راه رهایی از مرگ جاهلی

::با کتاب::

نحوه تأسیس حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)

عزاداري حسيني در دوران انتظار

گفت و گو با فاضل نظري

شعر انتظار را مي توان شعر عدالت هم ناميد

برگی از دفتر خاطرات

فیلم نامه مهدوی برگزیده جشنواره آینده روشن

نرگس آبی

داستان مهدوی برگزیده جشنواره آینده روشن

نَفَسِ بلند

نمایش نامه مهدوی برگزیده در جشنواره آینده روشن

در یک قدمی ظهور

::شعر مهدوی جشنواره آینده روشن::

بوی قرآن و باران

مقاله برگزیده جشنواره آینده روشن

نهضت دعای فرج

:: غزل رضوی::

خوشم به این که سرم خاک آستان رضاست

:: گفتگو با فرزاد جمشیدی::

با راوی سحرهای دوست داشتنی ماه خدا

:: مقاله::

نگاهی به روند وبلاگ های مهدوی

:: مقاله::

ولایت و امامت در کلام امام رضا(ع)

در گفت و گو با محمد رسولی نمرور

مهدویت باید متولی داشته باشد

:: متن ادبی::

این دست های خالی

داستان برگزیده جشنواره آینده روشن

یک مأموریت با تأخیر

::معرفی کتاب های مرجع مهدویت::

برای آقا دعا کنید!

ازدواج امام زمان(عج)

گفت و گو با محمود جعفری

بشر نیازمند منجی است

::معرفی کتاب های مرجع مهدویت::

نگاهی به کتاب «غیبت» شیخ طوسی

:: گزارشی از نمایشگاه طلیعه ظهور::

به استقبال ظهور منجی در طلیعه ظهور

گفت‌وگپ مهدوی

دوستان شاعر، از احادیث مهدوی بهره ببرند

نوشته‌هاي آينده‌پژوهشي :: 12 ::

سهم انسان از سرنوشت

شبکه توزيع معرفت

با وبلاگ نویسان

از هر ابزاری برای ترویج مهدویت استفاده کنیم

مهدویت در فضای مجازی

::معرفی کتاب::

خانواده مهدوی، یک آرزوی دست یافتنی!

داستان

جشن

نقش امام غايب

ادبیات انقلاب، اندرخم یک کوچه

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل

راه رهایی از مرگ جاهلی

مرجان رزمی

معرفت کامل نسبت به امام عصر و اطاعت از ایشان تنها راه رهایی از فتنه‌ها و شبهاتی است که خاص این دوران است. ضرورت شناخت نسبت به امام، تا بدان حد است که حضرت محمد در حدیثی می‌‌فرمایند: «مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَةً جاهلیَّةً؛ هرکس که بمیرد در حالی‌که امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهلی مرده است»
یکی از اصول مذهب شیعه وجود امام و حجت در هر عصر و زمانی است، این عقیده که در بسیاری از روایات بر آن تأکید شده است[1]، بیان‌گر این است که در هیچ زمانی خداوند مردم را بدون حجت و به حال خود رها نمی‌کند، و گاهی این حجت آشکار است و گاهی از دیدگان غایب است. البته او واسطه‌ی فیض بین خداوند و بندگانش است و تنها راه رسیدن به سعادت و کمال بشری است. اکنون ما در زمانی قرار گرفته ایم که بنا بر مصلحت الهی حجت خداوند بر پس پرده‌ی غیبت به سر می‌برد. و با توجه به شرایط خاص زمان غیبت، بدیهی است، معرفت کامل نسبت به امام عصر و اطاعت از ایشان تنها راه رهایی از فتنه‌ها و شبهاتی است که خاص این دوران است. ضرورت شناخت نسبت به امام، تا بدان حد است که حضرت محمد در حدیثی می‌‌فرمایند: «مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَةً جاهلیَّةً؛ هرکس که بمیرد در حالی‌که امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهلی مرده است»[2]

همان‌طور که از این حدیث شریف بر می‌آید، اهمیت شناخت امام به اندازه‌ای است که عدم آن مساوی با مرگ جاهلی است؛ حال باید ببینیم که از دید روایات این معرفت چگونه می‌باشد؟ و چه آثار و خواصی بر آن مترتب است که آثار مرگ جاهلی را از بین می‌برد؛ اما قبل از آن باید زندگی جاهلی را معنا کنیم که چیست؟ و اصولاً نداشتن چه اموری در زندگی از ویژگی‌های دوران جاهلیت است که به مرگ جاهلی منتهی می‌شود؟

ویژگی‌های زندگی جاهلی 

1.  نداشتن امام و راهنما

که در لسان روایات با تعابیر مختلفی بیان شده است:

- مَن ماتَ بِغیر إمامٍ ماتَ میتَةً جاهلیَّةً»[3]

- در حدیثی دیگر با آوردن "فقد" تأکید این امر را می‌رساند:

«مَن ماتَ بغَیرِ إمامٍ فَقَد ماتَ میتَةً جاهلیَّةً ؛ هرکس بدون امام از دنیا برود، به راستی به مرگ جاهلی مرده است»[4] 

2. معرفت نداشتن به امام

«مَن ماتَ لایَعرِف إمامه ماتَ میتةً جاهِلیَّةً»[5]

معرفت امام آن‌قدر اهمیت دارد که در حدیث شریف زیر آمده است:

«هرکس شبی را سحر کند در حالی‌که در آن امامش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است» مَن ماتَ لَیلَةً لا یُعرَف فیها إمامه مات میتةً جاهِلیَّةً [6] 

3. اطاعت از امام

« مَن ماتَ و لَیسَ لَهُ إمامٌ یَسمعُ لهُ و یُطیعُ ماتَ میتةً جاهِلیَّةً؛ هرکس در حالی بمیرد که امامی بر او نباشد که فرمانش را گوش دهد و از اوامرش اطاعت کند، به مرگ جاهلی مرده است»[7]

این حدیث بر این نکته تأکید دارد که هیچ‌کس نمی‌تواند به تنهایی و بدون وجود راهنما و رهبر به سعادت واقعی برسد ، رهبری که آگاه از پیچ و خم‌های این راه است، در واقع حتماً باید کسی باشد که بایدها و نبایدها را به او بگوید. 

4. بیعت با امام

«مَن ماتَ و لا بیعَةَ عَلیه مات میتةً جاهِلیَّةً؛ هرکس بمیرد و بیعتی بر عهده‌ی او نباشد، به مرگ جاهلی مرده است.»[8] 

5. امامی که زنده و حاضر باشد

- «مَن ماتَ و لَم یَعرِف إمام زمانه ماتَ میتَةً جاهلیَّةً»

- «مَن ماتَ و لیسَ علیه امام حَیٌّ ظاهرٌ ماتَ میتَةً جاهلیَّةً؛ هرکس که بمیرد و امام زنده و حاضری نداشته باشد، به مرگ جاهلی مرده است»[9] 

6. معرفت امامی که بر حق باشد

بدیهی است که معرفت امام و پیشوایی که در احادیث بر آن تأکید شده است، امامی است که بر حق باشد چراکه تنها معرفت اوست که می‌تواند فرد را از مرگ جاهلی برهاند؛ نه شناخت کسی که خودش باعث بدبختی و گمراهی است.

همان‌طور که امام رضا علیه‌السّلام در حدیثی از پدران بزرگوارشان از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم روایت می‌کنند که «مَن ماتَ و لیسَ لَهُ إمامٌ مِن ولدی ماتَ میتَةً جاهلیَّةً؛ هرکس که بمیرد و امامی از فرزندانم برایش نباشد، به مرگ جاهلی مرده است»[10]

با توجه به حدیث شریفه و ویژگی‌های مرگ جاهلی که گفته شد، به این نتیجه می‌رسیم که تنها راه رهایی از مرگ جاهلی معرفت و شناخت کامل از امام است معرفتی که اطاعت، پیروی و بیعت با امام را به همراه دارد و همین اطاعت و پیروی از امام است که باعث می‌شود فرد در صراط مستقیم ولایت قرار گیرد. و مانع از دنباله روی او از مکتب شیطان است ..پس شناخت حجت خداوند یکی از وظایف واجب هر فرد مسلمانی است. و تکیه‌گاه محکم تمام دین می‌باشد. همانگونه که امام صادق علیه‌السّلام در حدیثی در مورد اهمیت معرفت اهل بیت علیه‌السّلام می‌فرمایند: «هیچ‌چیز از لحاظ اهمیت و ارزش پس از معرفت با این نماز برابری نمی‌کند و پس از معرفت و نماز، هیچ‌چیز با زکات برابری نمی‌کند و پس از این‌ها هیچ‌چیز با روزه برابری نمی‌کند و پس از این‌ها هیچ‌چیز با حج برابری نمی‌کند و آغاز همه‌ی این‌ها معرفت ما اهل بیت علیه‌السّلام است و پایان و انتهای آن‌ها هم معرفت ماست»

در این حدیث شریف، امام صادق علیه‌السّلام صحت و ارزش تمام عبادات را مشروط به شناخت اهل بیت علیه‌السّلام کرده‌اند؛ حالا باید ببینیم که شناخت نسبت به امام چگونه است؟

ابونصر که از خدمتگزاران امام حسن عسکری علیه‌السّلام است، پیش از غیبت امام مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف به حضور آن حضرت می‌رسد امام مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف از او می‌پرسد: «آیا مرا می‌شناسی؟» پاسخ می‌دهد: آری! شما سرور من و فرزند سرور من هستید. امام علیه‌السّلام می‌فرماید: «مقصود من چنین شناختی نبود» ابونصر می‌گوید: خودتان بفرمائید. امام علیه‌السّلام می‌فرمایند: «من آخرین جانشین پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم هستم و خداوند به برکت من بلا را از خاندان و شیعیانم دور می‌کند»[11]

در این حدیث امام مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف شناخت نسبت به خود را بر اساس دو اصل بیان می‌کنند:

1. جایگاه و موقعیت ایشان (من آخرین جانشین پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم هستم).

2. آثار و برکاتی که بر وجود ایشان مترتب است.

شاید ذکر این مسئله در شناخت امام بیان‌گر این نکته باشد که درست است بسیاری از آثار وجودی امام بر تمام عموم تعلق می‌گیرد؛ چراکه او حجت و رحمت برای تمام مردم است. هرچند که خیلی‌ها او را نشناسند و یا به او ایمان نداشته باشند امام بسیاری از آثار و برکات وجودی امام تنها متکی بر شناخت کامل ازایشان است، از جمله هدایت امام، که هدایت از نوع هدایت ایصال إلی المطلوب است و یا ارتباط قلبی و معنوی با امام در عصر غیبت کبری و ... که این مسئله اهمیت معرفت به امام را دو چندان می‌کند.

آثار معرفت
الف) شناخت امام راه رسیدن به معرفت خداوند است

ابو حمزه گوید: امام باقر علیه‌السّلام به من فرمودند: «همانا خدا را کسی پرستد که او را بشناسد و اما کسی که خدا را نشانسد، او را این‌گونه (مانند عامه‌ی مردم) گمراهانه می‌پرستد» عرض کردم قربانت گردم معرفت خدا چیست؟ فرمود «باور داشتن خدای عزوجل و باور داشتن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و دوست داشتن علی علیه‌السّلام و پیروی از او و ائمه‌ی هدی علیه‌السّلام و بیزاری جستن به خدای عزوجل از دشمن ایشان؛ این‌چنین شناخته می‌شود خدای عزوجل»[12]

بدیهی است که تنها کسی می‌تواند به طور کامل به تمامی این مراحل برسد که پیش از هر چیز امام و حجت عصر خویش را شناخته باشد.

ب) معرفت امام مانع از هلاکت و نابودی است

همان‌گونه که در زیارت امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف خطاب به ایشان می‌گوییم: «السّلام علیکَ یا سبیل الله الذی مَن سَلَکَ غَیرَهُ هَلَک؛ سلام بر تو ای راه خدا که اگر کسی غیر آن راه برود، هلاک خواهد شد.»

ج) معرفت امام، مانع از گمراه شدن از دین است

در دعای معروف به معرفت در زمان غیبت می‌خوانیم: «.... اللهمَّ عَرِّفنی حُجَّتَک ؛ خداوندا! حجتت را به من بنشاسان»، «فَإنَّکَ إن لَم تُعرِّفنی حُجَّتک ؛ که اگر حجتت را به من نشناسانی»، «ضَلَلتُ عَن دینی، که از دین خود گمراه می‌شوم»

نتیجه
گفتیم که عدم شناخت امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف مساوی با مرگ جاهلی است. در تعریف مرگ جاهلی، ویژگی‌هایی ذکر شد؛ از جمله نداشتن امام، نشناختن او، اطاعت نکردن از او، بیعت نکردن با او. که البته بیان متفاوت احادیث می‌تواند اشاره به مراتب مرگ جاهلی نیز داشته باشد. مثلاً کسی امام دارد ولی نه او را می‌شناسد و نه از او پیروی می‌کند یا این‌که کسی امام دارد، او را می‌شناسد اما از او پیروی و اطاعت نمی‌کند و یا این‌که در شرایطی که باید با او بیعت و همراهی نمی‌کند مثل بسیاری از کسانی که در زمان های گذشته روبروی امامشان ایستادند که
همه‌ی این ها خود نوعی زندگی به شیوه‌ی جاهلی است که به مرگ جاهلی ختم می‌شود و در آخر پیروی از امامی که بر حق نیست و باطل است که این خود بدترین نوع مرگ جاهلی است . و گفتیم که تنها معرفت و شناخت نسبت به امام است که مانع از این‌گونه مردن می‌شود؛ آن‌هم معرفتی کامل و همه‌جانبه و همین‌طور ذکر شد که شناخت امام چه آثار و نتایجی در خود دارد که جلوی این نوع مرگ را می‌گیرد، بنابراین باتوجه به احادیث و مطالب ذکر شده می‌توان چنین نتیجه گرفت که مرگ جاهلی یعنی مرگی که با کفر و نفاق و ضلال باشد و تنها شناختن امام است که مانع از این مرگ می‌شود.

پی نوشت:

[1] اصول کافی، کتاب الحجة، باب أن الأرضَ لا تَخلوا الحجّة
[2] بحارالأنوار، ج 51، ح 7
[3] اختصاص شیخ مفید، ص 268
[4] همان
[5] اصول کافی، ج 1، ص 377
[6] غیبت نعمانی، ص 127
[7] اختصاص شیخ مفید، ص 269
[8] کنز العمال، ج 1، ص 103، ح 463
[9] اختصاص شیخ مفید، ص 269
[10] عیون اخبار الرضا، ج 2، ح212
[11] کمال الدین، ج 2، باب 43، ح 12
[12] اصول کافی، باب لزوم شناخت امام و مراجعه به او، ح 1
کد مطلب : 249

زن، تواناترین مربی در جامعه ای مهدوی

ژیلا علی نیا

زن، تواناترین مربی در جامعه ای مهدوی
مسئوليت انسان سازي، بهترين رسالت زن در نظام تربيتي اسلام است، همان نقشي كه معمار انقلاب حضرت امام خميني هم به زيبايي به آن اشاره نموده‌اند كه: همان طور كه ...