رضا اسماعیلی، شاعری در انتظار مرد سرخ!
تهیه و تنظیم: علی شیروی
از رضا اسماعیلی در عرصه شعر، کتاب حنجره سرخ به همت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی منتشر شده. هم چنین نی نامه که یک مثنوی بلند است، گزیده ادبیات معاصر شماره 6 به کوشش انتشارات نیستان، بر آستان جانان که مجموعه اشعار آیینی است، آسمانیها که مجموعه اشعار دفاع مقدس و پایداری است، عاشقانههای شرقی و از جنس باران که تقدیم به حضرت امام خمینی(ره) شده و عاشقانههای سرخ و بوی گل در میزند که مجموعه شعری است ویژه نوجوانان و آخرین اثر وی این مریم همیشه، که گزیده آثارش است، منتشر شده است.
او در مجموعه شعر بر آستان جانان که مجموعه اشعار آیینی است یک فصل را که مشتمل بر ده غزل است، اختصاص به امام زمان(عج) داده است.
اسماعیلی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اکثر محافل و مجامع ادبی و کنگرهها حضور فعال و مستمر داشته است، از جمله کنگره شعر دفاع مقدس که در اکثر این کنگرهها حضور داشته و جزو شاعران برتر بوده است.
بعدها در جشنوارههای دانشجویی که سال ها پیش به وسیله جهاد دانشگاهی برگزار میشد و هم چنین در جشنوارههای دانشجویی که به وسیله وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برگزار میشد، به عنوان داور و دبیر جشنواره حضور داشت.
حدود سه سال پیش نیز به عنوان دبیر جشنواره قلم زرین به وسیله انجمن قلم ایران انتخاب شد. در سال های اخیر نیز یعنی بعد از سومین جشنواره، در چهارمین دوره کتاب سال انجمن قلم و پنجمین دوره هم به عنوان داور بخش ادبی حضور فعال داشت.
وی دبیر بخش شعر و ادبیات اولین نمایش گاه بزرگ فرهنگ عاشورا نیز بوده و سال گذشته نیز دبیری همایش دانشجویی از سر سطر را که بزرگ داشت قیصر امینپور بود، برعهده داشت.
این شاعر به صورت ذوقی از دوران راهنمایی، آثاری را به عنوان شعر میگفت و شعروارههایی را میسرود و به خصوص در حوزه نثر نیز قلم میزد. در دوره دبیرستان این علاقه بیشتر شد، ولی عمده فعالیت خود را در حد نشریات مدرسه و روزنامه دیواری انجام می داد.
بعد از انقلاب اسلامی با ورود به دانشگاه فعالیت اش رسمیتر شد و همکاری خود را با حوزه هنری تبلیغات اسلامی آغاز کرد و در جلسات نقد و بررسی شعر که در آن سال ها برگزار میشد، شرکت کرد و این همکاری با شورای شعر و موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه پیدا کرد. وی هم چنین دبیر سرویس فرهنگی مجلات شاهد بوده است.
اولین نشریهای که پس از انقلاب با آن همکاری داشته، نشریه عروة الوثقی بود که یک نشریه دانش آموزی و وابسته به حزب جمهوری اسلامی بود و بعد از آن با صفحه «در وادی ادبیات» روزنامه اطلاعات که از آغاز به کار این صفحه تا به حال با آن همکاری داشته و یک مدت هم دبیر فرهنگی و امور هنری ماهنامه تربیت بوده است که وابسته به معاونت تربیتی آموزشی و پرورشی بود.
وی مدتی نیز در صفحه ادبی روزنامه ابرار مطلب می نوشت و نزدیک به ده سال است که دبیر سرویس فرهنگی فصل نامه علمی ـ پژوهشی طب و تزکیه بوده که وابسته به انتشارات معاونت فرهنگی و وزارت بهداشت است.
اسماعیلی یک کتاب با عنوان صدای مخملی شعر در دست چاپ دارد که در بردارنده مجموعه مصاحبههایی است با بزرگان شعر دیروز و امروز. البته این مصاحبه ها قبلا با عنوان بوق اشغال در روزنامه جام جم چاپ شده، ولی وی همه را به صورت یک جا در آورده که در حال حاضر انتشارات جام جم مشغول تایپ و صفحه آرایی مطالب کتاب است که ان شاء الله تا پایان سال به چاپ میرسد.
کتاب در بردارنده مصاحبه و گفت وگوی تخیلی با 19 تن از بزرگان شعر دیروز و امروز از جمله عطار، مولانا، حافظ، سعدی، فردوسی، خیام، بیدل، شیخ بهایی، امام خمینی، شهریار، پروین اعتصامی و تعدادی از شعرای معاصر است.
کتاب دیگری نیز که مجموعه مقالاتی است در حوزه نقد و بررسی شعر معاصر ایران تحت عنوان «از کلاغ تا کبوتر» زیر چاپ است. در این کتاب آثار تعدادی از شعرای انقلاب مورد بررسی قرار گرفته که طاهره صفارزاده، علی معلم، مشفق کاشانی، سید حسن حسینی، قیصر امینپور، احمد عزیزی و سید علی میرافضلی جزو این شاعران هستند.
به عقیده اسماعیلی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ذات انقلاب اسلامی اقتضا میکرد در حوزه شعر و ادبیات، روی ادبیات و شعر آیینی سرمایهگذاری بیشتری صورت گیرد که خوش بختانه این اتفاق صورت گرفت، ولی در دهه آغازین انقلاب اشعار یا آثاری که در حوزه ادبیات آیینی خلق شد بیشتر اشعار احساسی و شعار زده بود. هر چند که آن شعارها نیز، شعارهای ارزش مندی بود ولی در دهه دوم و سوم انقلاب شعرا با تجربه بیشتری که در حوزه شعر دینی کسب کردند توانستند آثار فاخرتر و ارزش مندی را خلق کنند و خوش بختانه امروز در حوزه ادبیات آیینی شاهد خلق آثار فاخر و مانایی هستیم. هر چند اگر بخواهیم یک آسیب شناسی بکنیم برخی از این آثار نقاط ضعفی هم دارند که اگر یک نقد علمی و حرفهای در مورد این اشعار صورت گیرد مطمئنا میتواند سودمند باشد و به ارتقای ادبیات آیینی کمک کند.
وی معتقد است: ما به عنوان یک مسلمان در واقع چشم به آینده موعود دوختهایم و در واقع فلسفه انتظار هم اقتضا میکند که تلاش کنیم به این سمت و سو حرکت کرده و جامعه را به آن مقصد هدایت کنیم. من به عنوان یک شاعر مسلمان تلاش کردهام در تمام آثارم یک رد پایی از انتظار دیده شود. مثلا زمانی که در مورد عاشورا هم شعر میگویم سعی میکنم این مهدویت و فلسفه انتظار به گونهای در شعرم جلوهگر شود. بنابراین میتوانم بگویم در تمام آثار من آن بینش و جهان بینی مهدوی وجود دارد. در مجموعه شعر بر آستان جانان که مجموعه اشعار آیینی است یک فصل مشتمل بر 10 غزل را به امام زمان(عج) اختصاص دادهام.
وی بر این باور است: در حوزه شعر مهدوی پیش از انقلاب دو چهره شاخص داریم که این دو بزرگوار هم در قالبهای سنتی و هم در قالبهای نیمایی و آزاد اشعاری در رابطه با مهدویت دارند. یکی آقای موسوی گرمارودی است که به نوعی بنیان گذار شعر آیینی در پیش از انقلاب است و دیگری خانم طاهره صفارزاده که خود ایشان در مصاحبههایی که انجام دادهاند بیان داشتهاند «شعر من شعر اندیشه است» و بر معناگرایی و معنامحوری در شعر خود تاکید ویژهای دارند و با توجه به این که جهان بینی و ذهنیت این دو شاعر گران قدر متاثر از آموزههای دینی و مهدوی است به خصوص از فلسفه انتظار و مهدویت، در جای جای آثارشان میتوان آن رد پای انتظار را مشاهده کرد.
البته شاعرانی هم بودهاند که صرفا در قالبهای کلاسیک به سرودن اشعار مهدوی پرداختهاند که از چهرههای شاخص آنها میتوان به آقای محمد علی مجاهدی اشاره کرد و استاد حبیب چایچیان که در مجموعه «اشکها بریزید» خود اشعار خوبی در مورد مهدویت سرودهاند. پس از انقلاب اکثر قریب به اتفاق شعرا به موضوع مهدویت تعلق خاطر داشتهاند و دفتر تمام شاعران انقلاب را اگر ورق بزنیم حتما به چند غزل یا شعر در مورد امام زمان(عج) برمیخوریم، ولی شاید این خلأ احساس شود که چرا شعرا به صورت مستقل کاری در مورد مهدویت انجام ندادهاند. چنان که ما در حوزه شعر عاشورایی شاهد خلق آثار فراوانی هستیم، ولی در حوزه شعر مهدوی متاسفانه این اتفاق رخ نداده است و شاعران باید جلودار این حرکت شوند و به تولید آثاری مستقل در این حوزه بپرازند.
اسماعیلی در مورد تفاوت دیدگاه شاعران جوان و شاعران پیشکسوت در مورد مهدویت چنین می گوید: طبیعتا جوانان در حوزه شعر و ادبیات طالب خطر کردن و نوآوری هستند و در واقع دوست دارند خلاف جریان آب حرکت کنند، از همین رو دنبال مضامین تازهتر، بکرتر و زدن حرفهای نوتر هستند یعنی در واقع حرفی از جنس زمان میخواهند ارائه دهند و این خیلی چیز خوبی است. این نوآوری، نوگویی و جوان گرایی در شعر چیز فرخنده و مبارکی است و حتی مقام معظم رهبری نیز در دیدار سال گذشته با شاعران در ماه مبارک رمضان و شب ولادت امام حسن مجتبی(ع) تاکید کردند که متولیان و سیاست گذاران فرهنگی باید بیشتر شعر جوانان را دریابند و اشعار شعرای جوان را چاپ کنند، چون جوانان با نوآوری آثار زیاد و خوبی را خلق کردهاند که نیاز به حمایت و پشتیبانی مسئولان دارد، ولی پیشکسوتان و کسانی که سالهاست در این عرصه فعالیت میکنند احساس میشود که بیشتر از سر ادای تکلیف به این حوزه نگاه می کنند که خوب چون ما مسلمان هستیم و یک رسالتی را بر دوش داریم و باید تکلیف خودمان را ادا کنیم باید شعر دینی بگوییم. صرف ادای تکلیف ارزشمند است ولی اگر این ادای تکلیف همراه با نوآوری و کشف فضاهای جدید نباشد باعث میشود زبان ادبی ما یک سیر قهقرایی پیدا کند و از زمان و زمانه خود عقب بمانیم. هر چند از پیش کسوتان نیز آثار خوبی در مورد مهدویت داریم و جوانان باید از این آثار کسب تجربه کنند ولی خوب است گاهی نیز پیشکوستان به خود نهیب بزنند که با تلاش بیشتر به کشف مضامین تازهتر و بکرتر بپردازند و ابعاد و زوایای مغفول مانده شخصیتها و آموزههای دینی که به آنها پرداخته نشده را مورد توجه قرار داده و به تولید اثر بپردازند و با توجه به زمان سخن بگویند.
غزلی مهدوی به نام «ظهور» از رضا اسماعیلی به دوست داران امام زمان و جویندگان تنها راه، تقدیم می شود.
نشستهام به گذرگاه ناگهانی سرخ
در انتظار خطر زیر آسمانی سرخ
نشستهام که بچینم عبور طوفان را
ز جادههای اساطیری زمانی سرخ
بر آن سرم که بخوانم نمازی از آتش
اگر که شعله بگوید شبی اذانی سرخ
تمام هستی من دفتری غزل آتش
و سهم من ز تمام جهان زبانی سرخ
خدا کند دل من در صف خطر باشی
شبی که واقعه میگیرد امتحانی سرخ
در انتهای حماسیترین شب تاریخ
ظهور میکند آن مرد آسمانی سرخ
به قاف خوف و خطر تا ظهور آن موعود
خدا کند دل من منتظر بمانی سرخ