الگوهاي رفتاري حضرت زینب سلام الله علیها

داستان

جشن

ماهیت ظهور امام زمان گذر از حیات دنیا به حیات طیبه است

نیایش های مهدوی، آخرین نسخه نیایش های حیات بخش

در میزگرد بررسی مجلات انتظار نوجوان و ملیکا عنوان شد:

نشانه های ویژه امام زمان در انتظار نوجوان و ملیکا کم است

از دعا برای باران، دعای برای ظهور را یاد بگیریم

کارشناسان رسانه و فرهنگ و هنر از نهم ربیع می گویند

نهم ربیع نقطه عطفی در تاریخ شیعه است

:: داستان مهدوی::

نشانه ها

جایگاه جشن امامت مهدی موعود (عج) در جامعه

::بررسی ریشه های عدالت خواهانه انقلاب فرانسه و علل شکست آن::

این هفت نفر زندانی

مهدویت در جنبش‌های اسلامی معاصر

::سرمقاله::

خواجه در فکر نقش ایوان است!

نیایش از نگاه اهل قلم

سلام ای آفتاب عالم تاب!

آموزه های مهدویت در آیات قرآن کریم (بخش اول)

پیام امام موسی صدر به مناسبت تقارن عاشورا و کریسمس 32 سال قبل

عاشورا، كريسمس و مفهوم صلح

:: نقد مهدوی::

نگاهي به رمان «وقت نيايش ماهي ها»

به مناسبت سال روز آغاز امامت حضرت حجت (ع)

بهاری ترین روز سال

زاویه ای از نیایش

عاشورا، روز حسین

یک دنیا اعتقاد و آرزو در پس جشن های نیمه شعبان

گفت و گو با فاضل نظري

شعر انتظار را مي توان شعر عدالت هم ناميد

:: معرفی کتاب ::

جرعه ایی از جاری انتظار

غرب و مصادره مهدویت

:: داستـــان ::

آن زن

نگاه صدا و سیما به مهدویت

صالحان، وارثان زمین خواهند شد

به بهانه آغاز امامت حضرت صاحب‌الامر (عج)

از امروز سرخ ترین بیرق یا لثارات به دنبال ترنم باد می گردد

::داستان مهدوی::

نامه

نگارشی تاریخی به آغاز امامت حضرت مهدی(ع)

:: داستان مهدوی::

فرار از باد

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل

الگوهاي رفتاري حضرت زینب سلام الله علیها

حسن خلجی

با نگاهی به تاریخ ملت‌های گذشته روشن می‌شود که زن در طول تاریخ همواره مورد ظلم و تعدی قرار گرفته و حقوق انسانی او پایمال شده است. ظهور دین اسلام جلوه‌ای زیبا به شخصیت زن بخشید و با معرفی الگوهای جاوید به نجات مرد و زن در همه‌ی اعصار پرداخت. یکی از این اسوه‌ها، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها است که مردان و زنان می‌توانند باالهام از وی در زمینه‌های عبادت، علم‌آموزی، استقامت و پایداری، حجاب و عفاف، صبر و شکیبایی و شجاعت سرمشق بگیرند و به سعادت و کمال برسند.

مقدمه 

در انبوه برگ هاي تاريخ خاطرات سبزي از مردان و زنان بافضیلتي به چشم مي خورد كه لوح زرينی در گستره ي جامعه ي انساني محسوب مي شوند. الگوهاي جاويداني كه پرتو فضايلشان فروغ راه هدايت بشر در رسيدن به قله هاي رفيع انسانيت مي باشد. مجاهداني نستوه كه انديشه ي سبزشان ريشه در اعماق الوهيت و ابديت دارد. يكي از تندیس هاي زنده‌ی فضایل، درختِ زيبايِ (1) منظرِ اهل بيت عليهم السلام، حضرت زينب سلام‌الله‌علیها است.

زن مگو خاک درش، نقش جبین زن

مگو دست خدا در آستین (2)

وی از جمله زنان نادری است که بیشترین بخش از فروغ جاودان نور امامت را دریافت نمود و توانست خود را در کمالات و صفات حمیده، به عالی ترین درجات برساند و شایستگی هدایت بشر را در حساس ترین مرحله زمانی به عهده بگیرد. (3)

بررسی کمالات حضرت زینب سلام الله علیها و الگو قراردادن آن یکی از برترین عوامل تربیت صحیح و خودسازی است که مفهوم زندگی عمیق، پویا و حقیقی را به زنان امروز می‌آموزد و زمینه‌ی تعالی و رشد آنان را در رسیدن به قله‌های تعالی فراهم می‌سازد.

مقاله حاضر با عنوان الگوهاي رفتاري حضرت زینب سلام ‌الله‌علیها به معرفی اجمالي از فضايل بي شمار اين بانوي بزرگوار می پردازد. با اين اميد كه مورد توجه خوانندگان محترم قرار گيرد.

كتاب فضل تو را بحر نشايد

كه تر كني انگشت و صفحه بشماري

ضرورت بحث

در میان اقوام گذشته حتی در یونان باستان که مهد تمدن بود به زن به عنوان موجود طفیلی نگریسته می‌شد که تنها برای کارکردن و فراهم نمودن لذت برای مردان آفریده شده است و مرد، به عنوان یک جنس برتر در اعمال هر نوع تحکمی ممتاز بود و زن حتی قدرت دفاع از خود را نداشت. در این دوران، جاهلیت ؛ در لباس قانون، گوهر زن را از صدف عفاف وآزادگی ربوده و دراختیار دنیاپرستان نامیمون قرار داده بود.

"در طول تاريخ ظلمهاى فاحش و فجيعى در حق زن شده است. چه بسيار زنانى كه در پاى خدايان سنگى قربانى شدند، چه بسيار دخترانى كه بدن نازكشان زير خاك جاهليت پوسيد، چه بسيار زنانى كه با شوى مرده خويش در خاك مدفون شدند، چه بسيار زنان شوى از دست داده‏اى كه اندوه تنهايى و بار سنگين حفظ زندگى را بر دوش كشيده‏اند ". (4) با ظهور دین اسلام این تفکر و منش جایگاه خود را از دست داد و جلوه ی کم رنگی به خود گرفت. اسلام ثابت کرد که نقش زن در هرم تعلیم و تربیت کمرنگ نیست، و به عنوان محور آفرينش، کمال مرد را رقم مي زند. و بر اين نكته تاكيد دارد كه « زن در برآورد نیازهای انسانی و اجتماعی خویش با مرد یکسان است و می‌تواند مستقلاً تصمیم بگیرد و مستقلاً عمل کند و مالک دستاوردهای خود باشد». (5)

در اسلام «رسالت زن، دستیابی به مقام والای انسانی است، به‌گونه‌ای که بتواند در سرنوشت خود دخالت کند». (6) متاسفانه با محصور شدن طلایه داران اندیشه های ناب اسلام، و روی کارآمدن حکام و عناصر سست‌عنصر و بی‌لیاقت، جوامع مسلمان تحت تأثیر هجمه ی فرهنگی دشمنان به ویژه استعمارگران غربی قرار گرفت، و باورها وارزش ها ي اصيل و انسان ساز اسلام جاي خود را به برهوتِ فرهنگِ بي هويتي و مادي داد. به گونه اي كه گوهر آفرينش به عنوان یک کالا به منظور استفاده‌های غیراخلاقی در شرکت‌های پورنوگرافی و... درآمد.

ستم و تبعیض نسبت به زن به یک تراژدی تاریخی و جهانی بدل گشت و در این غوغای برهنگی فرهنگی، کالای زن درقالب فرهنگ برهنه به نازل‌ترین قیمت به حراج گذاشته می‌شود. جبران خلیل جبران دراین باره می‌گوید: «زن را دیدم، همچون سازی در دستان مردی كه خوب نواختن را نمي داند ؛ پس چگونه نغمه ي بر آمده ازسازخوشايندش تواند بود؟! (7) ودرجاي ديگر مي گويد: "آزادي را ديدم كه به تنهايي در پس كوچه هاي شهر راه را مي پيمود، حلقه بر هر دري مي كوفت و پناه مي جست، و كسي پاسخش را نمي داد، در حالي كه " ابتذال " با هيبت و شكوه بسيار در حركت بود و مردمان آزادي اش مي ناميدند. (8) اما در مقابل این هجوم فرهنگی گسترده که مقام معظم رهبری از آن به ناتوی فرهنگی تعبیر نمودند همواره زنان سعادتمندي بوده اند كه با الهام از بزرگان تاريخ، هميشه در صحنه حضور داشته اند. وبا تاسي از بانوان بزرگ دين، به خصوص از شخصيتهاى مبارك زنان بزرگ شيعه،به ویژه حضرت زهرا و زینب کبری سلام الله علیهما بهره جسته وبه دفاع از حريم انسانيت پرداختند و مايه ي مباهات و فخر اسلام شدند. آنان با الهام از الگوهايی که بشریت را به‌سان چراغ منیر، هدایت مي کردند خود وجامعه را از سقوط و انحطاط نجات دادند. به گونه اي كه امام خميني در باره ي آنها فرمود: " زنان ما در عصر پهلوي مصيبت هاي زيادي را تحمل كردند. در رژيم پهلوي آن ظلمی كه به بانوان محترم ايران شد، به مردها آن ظلم نشد. بانواني كه مقيد بودند به اينكه بر طبق اسلام عمل كنند و موافق آنچه كه اسلام امر كرده است زي خودشان را قرار بدهند، در آن رژيم در زمان رضا شاه به وضعي و در زمان محمدرضا به وضع ديگر زمان رضاشاه، كه من يادم است و خوب است كه شماها يادتان نيست آنچه بر بانوان گذشت قابل توصيف نيست. آن ظلمي كه بر اين قشر از ملت در آن دوران گذشت نمي شود بيان كرد. آن فشاري كه بر اينها وارد شد و آن مصيبت ها كه اينها تحمل كردند در زمان آن شاه فاسد نمي شود گفت كه چه اندازه بود. در زمان محمد رضا آن عصر و آن وضع تبديل شد به يك وضع ديگر كه عمق جنايت زيادتر بوده از زمان او. او با قلدري و فشار و زدن و گرفتن و چادر پاره كردن و دست به گيس هاي زن ها گرفتن و كشاندن و اينها گذراند و اين اساساً برخلاف عفت زن ها قيام كرد، يعني بر خلاف همه چيز ايران، يكي اش هم زن هاي ايران بودند كه اينها با يك وضع خاصي و با يك توطئه خاصي اينها را مي خواستند كه به فساد بكشند و عفت را از جامعه ما بردارند و به حمدا... بانوان ايران مقاومت كردند و جز يك دسته اي كه جز دارو دسته خود آنها بودند و غرب زده بودند و با رژيم او مناسب بودند، ساير خواهرها مقاومت كردند."

اين زنان بافضیلت، ثابت کردند که در سخت‌ترین شرایط هم می‌توان با الهام از الگوهاي راستين به سوي کمال گام برداشت و سعادتمند شد. بنا براين زن امروز با آشنایی با زندگی حضرت زینب سلام‌الله ‌علیها و ملاک‌های ارزشی ایشان، می تواند خود را به گستره‌ی پهناور معرفت و اندیشه‌ی اسلامی برساند و بر چشم‌اندازهای بلند اخلاق و انسانیت دست یابد و در سایه‌ی تعلیم آن بزرگ بانو، درعین حضور در صحنه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی پاکدامنی و شخصیتش را حفظ کند. تسکین آلام، دردها و رنج‌های زن امروز در کوثر زلال اندیشه ی زینب کبری سلام‌الله‌علیها نهفته است زیرا این بانوی گرامی به عنوان یک اسوه کامل از زن مسلمان به ترسیم و هندسه دقیقی از ارزشها، احساسها، عاطفه‏ها، خردها برای نجات بشر پرداخته است.

با زمزمه سرود يا رب رفتند

چون تير شهاب در دل شب رفتند

تا زنده شود رسالت‏خون حسين

با نام شكوهمند زينب رفتند (9)

الگوهای رفتاری حضرت زینب سلام‌الله‌علیها

تحصیل علم و دانش
«داشتن علم یکی از برجسته‌ترین صفات بشری است، هر انسانی که دارای علم باشد از هر جهت نسبت به دیگران ممتاز است.

قرآن کریم در این رابطه می‌فرماید:

«یرفع الله الذین آمنوا منکم والذین اوتوالعلم درجاتٌ». (10)

خداوند متعال مقام اهل ایمان و دانشمندان را رفیع می‌گرداند.

البته در اینجا آن علمی منظور است که باعث نورانیت دل و معرفت بیشتر انسان به خدا و حقایق عالم می‌گرددو عمدتاً علمی که انسان از طریق درس و بحث و مدرسه به دست می‌آورد علم اکتسابی است، لکن آن علمی که از راه تزکیه، تهذیب نفس و افاضات الهی به دست می‌آورد علم لدنّی است و نوعاً جوشش و پیدایش آن از دل است و هرگز نصیب انسان نمی‌شود، مگر آنکه دل از پلیدی‌ها و آلودگی‌ها پاک گردد. در حدیثی رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرماید: «کسی که چهل روز خود را برای خدا خالص کند خداوند چشمه‌های حکمت را از قلبش بر زبانش جاری می‌کند».(11) پس علمی که در سایه‌ی خلوص و تصفیه‌ی باطن نصیب آدمی می‌شود علم لدنّی است. حضرت علی علیه‌السّلام در این رابطه می‌فرماید: «العلم علمان: مطبوعٌ و مسموعٌ و لاینفعُ المسمُوعُ اذا لَمْ یکن المطبوع». (12) «علم بر دو گونه است: علم مطبوع (طبیعی و فطری) و دیگری علم مسموع (اکتسابی) و این علم سود ندهد هرگاه با علم مطبوع (فطری) نباشد». (13)

مولوی در این مورد می‌گوید:

علم تقلیدی وبال جان ماست

عاریه است و ما نشسته، کان ماست (14)

و در جای دیگر می‌گوید: 

عقل دو عقل است اول مکسبی

که درآموزی چو در مکتب صبی

عقل دیگر بخشش یزدان بود

چشمه‌ی آن در میان جان بود

از درون خویشتن جو چشمه را

تا رهی از منت هر ناسزا (15)

حضرت زینب سلام‌الله‌علیها از همان اوان کودکی به تحصیل علم و تهذیب پرداخت، ایشان در بیست و پنج سال خانه‌نشینی پدرش، وقت خود را صرف آموختن کمال، دانش و بینش و علوم بی‌کران پدر بزرگوارش کرد و در همان جوانی فردی متبحر، فقیهی عالم و متقی گردید. به خاطر ویژگی های اعلای معنوی و خلوص و طهارت بی‌نظیر، به مرحله‌ای رسید که صاحب علم لدنّی شد. دامنه و عمق دانش زينب كبري چنان وسعت داشت كه ائمه معصوم نيز اين ويژگي زينب قهرمان را مي‌ستودند. امام سجاد عليه‌السلام،‌زينب كبري سلام الله عليها را به عنوان دانشمند فهيم معرفي كرده و خطاب به آن بانوي بزرگ مي‌فرمود: سپاس خداي را كه شما دانشمندي بدون معلم هستيد. 

مقام علمی و معنوی او به حدی رسید که امام حسین علیه‌السّلام نیابت امامت را در کربلا به دلیل بیماری امام زین‌العابدین علیه‌السّلام به او می‌سپارد. (16) شیخ صدوق (علی بن بابویه) در این زمینه می‌فرماید: «حضرت زینب سلام الله علیها نیابت خاص از طرف امام حسین علیه‌السّلام به عهده داشت، و مردم در مسایل حلال و حرام به او رجوع می‌کردند تا زمانی که امام زین‌العابدین علیه‌السّلام از بیماری خلاصی یافت».

علم‌آموزی توأم با تقوا که زمینه‌ی رشد و تعالی انسان به سوی خداست یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حضرت زینب سلام‌الله‌علیها است که می‌تواند الگوی مناسبی برای ره‌پویان علم و اندیشه باشد. داشتن علم توأم با تقوی بینشی به زن عطا می کند که با استفاده از آن می توان به تربیت صحیح فرزندان پرداخت و به تحلیل مسایل اجتماعی و سیاسی بپردازد و مستقلا تصمیمات مناسب با شأن زن را اتخاذ نماید.

امام خمینی در باره ی علم آموزی توأم با تقوی و نقش واهمیت آن برای زنان می فرماید: " از شماست كه مردان و زنان بزرگ تربيت مي شود. در دامن شما مردان و بانوان بزرگ تربيت مي شود. شماها عزيز ملت هستيد، پشتوانه ملت هستيد، شماها در تحصيل كوشش كنيد كه براي فضايل اخلاقي، فضايل اعمالي مجهز شويد. شما براي آتيه مملكت ما جوانان نيرومند تربيت كنيد، دامان شما يك مدرسه اي است كه در آن بايد جوانان بزرگ تربيت شود. شما فضايل تحصيل كنيد تا كودكان شما در دامان شما به فضيلت برسند. "

دانشی باید که اصلش زان سراست زانکه هر فرعی به اصلش رهبر است هر پری بر عرض دریا کی پرد تا لدن علم لدنی می‌برد. (17)

تقوی و عبادت

یکی از مهم ترین وسیله‌ها برای تقرب به درگاه پروردگار متعال و وصول به مقام قرب و کمال، عبادت و بندگی در پیشگاه مقدس اوست و هرکس به هر مقام و مرتبه رسیده است، از این راه بوده است. قرآن کریم اساساً هدف خلقت را عبادت ذکر کرده و می‌فرماید:

«و ما خلقت الجنّ و الانس الا لیعبدون». (18)

«نیافریدیم جنّ و انس را جز برای آنکه مرا بپرستند»

آدمی را هست در هر کار دست

لیک از او مقصود این خدمت بٌدست

ماخلقت الجن والانس این بخوان

جز عبادت نیست مقصود از جهان (19)

البته عبادت خداوند صرفاً به خواندن چند رکعت نماز، و یا انجام سایر عبادت‌های بدنی و مالی به تنهایی نیست، بلکه معنای عبادت چنان چه علمای لغت ذکر کرده‌اند (20) غایت خضوع و تسلیم و اظهار ذلت در پیشگاه خدای تعالی است که نماز و روزه و سایر اعمال، مصادیقی است از آن مفهوم کلی، و راهی است برای رسیدن به آن مقام عالی که به دستور شارع مقدس و رهبران اسلام باید انجام داد.

طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی

صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست (21)

و این را هم باید دانست که عبادت دو جنبه دارد جنبه‌ی فعل و جنبه‌ی ترک، و به همان‌گونه که در مداوای یک بیمار پرهیز از غذای مضر مهم‌تر از انجام کارهای لازم و خوردن دارو است. در باب عبادت و رسیدن به کمال انسانیت و هدف خلقت نیز ترک گناه مهم‌تر از به جا آوردن و انجام عبادت‌های بدنی است. و از همین‌رو در روایات آمده است: «انّ اَشدّ العبادةِ الوَرع» (22) یعنی سخت‌ترین عبادت ورع و پارسایی از گناه است و یا فرموده‌اند «افضل العبادةِ العفاف» (23) یعنی بهترین عبادت ها پاکدامنی و پارسایی است. (24)

اگر بخواهیم یک الگوی کامل برای ورع و تقوا ذکر کنیم می‌توانیم از حضرت زینب سلام‌الله‌علیها نام ببریم که با تأسی به سیره‌ی عبادی آن حضرت می‌توان به لحاظ شخصی و اجتماعی به کمال و اعتلا رسید. این بزرگوار در خانه‌ای پرورش یافت که عبادت به عنوان جوهر و زینت زندگی مطرح بود، در فضای ملکوتی خانه‌ای باصفا و نورانی، شخصیت آن حضرت شکل گرفت به‌گونه‌ای که در هر بعدش فضایل و کمالاتِ جدّ عزیز و والدین بزرگوار ایشان را تداعی می‌کرد حضرت زینب سلام‌الله‌علیها آیینه‌ی تمام‌نمایی بود که هرکس در او نظر می‌کرد، عظمت خاندان عصمت را مشاهده می‌نمود. آن‌گونه به نماز می‌ایستاد که گویی حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها به نماز ایستاده است و آن‌چنان ناله سر می‌داد که یاد پدر گرامی‌اش را در خاطره‌ها زنده می‌کرد و همچنین در شب‌زنده‌داری و ذکر دایم و سجده‌های طولانی با برادران خویش هماوردی می‌کردند. (25)

قوم ديگر مي‌شناسم ز اوليا

كه دهانشان بسته باشد از دعا

سنگ اندر راهشان گوهر بود

زهر اندر كامشان شكر بود

از نیشابوری یکی از مورّخین نقل شده که گفته است: «زینب سلام‌الله‌علیها در پارسایی و فصاحت و بلاغت همانند پدرش علی علیه‌السّلام و مادرش فاطمه سلام‌الله‌علیها بود. (26)

مرحوم بیرجندی در کبریت احمر می‌گوید: «امام سجّاد علیه‌السّلام فرمود عمه‌ام زینب سلام‌الله‌علیها با تمام مصیبت هایی که بر او وارد شده بود از کربلا تا شام هیچگاه نوافل خود را ترک نکرد». و نیز روایت کرده‌اند که چون امام حسین علیه‌السّلام برای وداع زینب سلام‌الله‌علیها آمد از جمله سخنانی که به او گفت این بود که فرمود: «یا اُختاه! لاتنسینی فی صلاة اللیل» (27) یعنی خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش نکن.

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که گلهای تر دارد
درین بازار عطاران مرو هر سو چو بی کاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد (28)

دعا و مناجات، تلاوت قرآن هرگز از او ترک نشد و در این راه تنها به فکر خود نبود، بلکه دیگران را هم به آن توصیه می‌کرد در سخنان حضرت زینب سلام‌الله‌علیها آمده است که به دیگران توصیه می‌فرمود:

«از خدا به خاطر قدرتی که بر تو دارد بترس، و به خاطر نزدیکی او به تو حیا کن». (29)

در زمینه‌ی ورع و عفاف به‌گونه‌ای بود که علامه مامِقانی درباره‌ی او می‌گوید: «او فریده‌ی زمان بود. احدی از مردان از زمان کودکی و دوران زندگی پیامبر، پدر و برادران تا واقعه‌ی کوفه او را ندیده بودند و البته وی در همه‌ی امور حتی در صبر و مقاومت و قوه‌ی ایمان و تقوی وحیده‌ی زمان بود».

ای خنک آن کو جهادی میکند

بر بدن زجری و داد ی ميكند

تا زرنج آن جهانی وارهد

بر خود این رنج عبادت می نهد (30)

یحیی مازنی می‌گوید: «من در مدینه بودم و مدت طولانی در همسایگی حضرت علی علیه‌السّلام می‌زیستم، سوگند به خدا در این مدت هرگز حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را ندیدم و صدایش را نشنیدم». 

بندگی نیست سحرخیزی و بیداری شب

دل مجروح نیازردن و دل باختن است

عشق ز پروانه بیاموز که اندر ره شمع

شیوه‌اش پرزدن و سوختن و ساختن است

استقامت و پایداری

تاریخ گواه غم‌ها و مصیبت‌های فراوانی است که بر حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، وارد شده است. درحالیکه پنجمین بهار زندگی اش را می گذراند، پاییز مرگ زیباترین گل خاطره اش را با لگد چید، وتازیانه ی غم،چه نا جوانمردانه به صورتش می نواخت. زمستان سرد و طولانی ای در راه بود. باید آماده می شد. بنابراین در طول بیست و پنج سال پولاد اراده اش را با سخن هایی که از سوز دل پدر بر می خاست آبدیده کرد. وقتی فرق پدرش به گلچین خلقت لبخند زد، اشک و آه بود که خاطرش را نوازش می کرد. زمانه ی غمباری بود. وچه تلخ بود ارمغان جام زهر آلود برادرش. باید حرکت می کرد جهاد بزرگی در پیش رو داشت ؛ مجاهدتی جان فرسا که نجات بشریت ره آورد آن بود. وقتی حسین علیه السلام غزل زیبای انسانیت را می سرود، زینب سلام‌الله‌علیها با دقت گوش می کرد و درحالی که قلم مژگان را تر می کرد، آن را بر لوح خونین دلش می نگاشت تا همه بخوانند حماسه ی سبز نینوا را. و" بدينسان ديوان زندگي زينب كبري(س) مثنوي رنج ستيز و ترجيع بند حديث مظلوميت و تركيب بند مقاومت و قصيده زيبايي و رهايي است كه شاه بيت غزل آن اين است كه (ما رأيت الا جميلا) هر آن چه ديدم زيبا بود"(31) به نگارش در آمد.

مرا چون کم فرستی غم، حَزین و تنگ‌دل باشم

چو غم بر من فرو ریزی ز لطف غم خجل باشم

غمان تو مرا نگذاشت تا غمگین شوم یک‌دم هوای تو مرا نگذاشت تا آب و گل باشم
همه اجزای عالم را غم تو زنده می‌دارد منم کز تو غمی خواهم که در وی مستقل باشم (32)

امام سجّاد علیه‌السّلام در باره ی مقاومت وپایداری زینب سلام الله علیها می‌فرماید:

«در سفر اسارت از کوفه تا شام بارها شاهد بودم که عمه‌ام زینب علیها‌السلام غذای خود را بین کودکان تقسیم می‌کرد و خودش از شدت گرسنگی و ضعف نماز شب را نشسته می‌خواند و در ایام سفر هیچگاه نماز شب او ترک نشد».

شجاعت امام حسین علیه‌السّلام در خواهرش زینب سلام‌الله‌علیها هم بود، قوت قلبش به برکت اتصالش به خداوند به‌راستی محیرالعقول است.

شیخ شوشتری می‌فرماید: «اگر حسین(ع) در صحنه‌ی کربلا یک میدان داشت، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها دو میدان نبرد داشت: میدان نبرد اولش ابن‌زیاد و دومی مجلس یزید پلید» (33)

حضرت زینب سلام‌الله‌علیها سمبل زنی شجاع، مدیر و لایقِ رهبریِ گروهی مصیبت‌زده در اوضاع و شرایطی بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود که نه‌تنها بحران پس از واقعه کربلا را بلکه بحران بشریت را خدای‌گونه مدیریت کرد.


خوش بنوشم اگر زهر نهی در جامم

خته و خام ترا گر نپذیرم خامم (34)

حجاب و عفاف

از همان ابتدای خلقت پوشش و حجاب برای انسان لازم شد. از همان نخستين روزي كه آدمي پاي بر زمين نهاد، التزام به پوشش در نهاد او زاده شد.

يا بني‌آدم قد انزلنا عليكم لباساً‌ يواري سوآتكم و ريشا و لباس التقوي ذلك خير ذلك من آيات الله لعلهم يذكرون (35)

اي فرزندان آدم لباسي براي شما فرستاديم كه اندام شما را مي‌پوشاند و مايه‌ زينت شماست؛ اما لباس پرهيزكاري بهتر است. اينها (همه) از آيات خداست، تا متذكر (نعمت‌هاي او) شوند.

آنچه امروز بنيان‌ خانواده را متزلزل مي‌سازد و به بي‌قراري و بي‌ثباتي دلها دامن مي‌زند پديده خام و دور از منطق بي‌حجابي و بدحجابي است كه اگر متوليان امور،‌امروز در اصلاح آن نكوشند فردا با چالش‌هاي سخت و طاقت‌فرساي وصف‌ناپذيري در جامعه روبرو خواهند بود.

خداوند در قرآن کریم می فرماید:

به زنان باايمان بگو چشم‌هاي خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگيرند و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننمايند و (اطراف) روسري‌هاي خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن‌ و سينه با آن پوشيده شود) و زينت خود را آشكار نسازند … (36)

در دل ناپاک چشمان آتش اندازد حجاب

خار چشم ذزد، دیوار بلند خانه است. (37)

دستور حكيمانه‌ي خداوند در خصوص پوشش و رعايت حفظ حريم افراد به ويژه زنان باايمان، نه براي محدوديت بلكه به منظور مصونيت،‌تأمين آرامش رواني، استحكام پيوند‌هاي خانوادگي، استواري اجتماع و پاسداشت حرمت والاي مقام انسانيت بوده است.

«زینب کبری سلام‌الله‌علیها بانویی سرشار از بینش و بصیرت بود که با سیره و سخن خود «فرهنگ برهنگی» و «برهنگی فرهنگی» دیروز و امروز را مورد تعرض قرار می‌دهد، و با این کار الگویی ماندگار از شخصیت خویش به یادگار گذارد و معیارهای حرکت ارزشی و ضد ارزشی را برای همیشه ترسیم کرد». (38)

وی با الهام از پیام آسمانی قرآن و طبق آموزه‌های مادرش حجاب و عفاف را مانند گوهری ارزشمند برای یک زن مسلمان می‌دانست و براین باور بود که زن هنگامی به خدای خود نزدیک‌تر است وشایستگی گوهر آفرینش را پیدا می کند که خود را در صدف حجاب حفظ نماید.

حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در دامان مادری پرورش یافته است که برای دفاع از حریم ولایت و حجت خدا با دشمنان به مُحاجّه می‌پردازد به‌گونه‌ای که سر تا پایش را هاله‌ای از حجاب و عفاف فراگرفته است، مادری که وصیت می‌کند پیکرش را در تابوتی بگذارند که از دیواره‌های بلند برخوردار باشد تا از انظار نامحرمان به دور باشد، تجلی صفات این مادر در تمام مراحل زندگی زینب کبری سلام‌الله‌علیها آشکار می‌شود، به‌گونه‌ای که ضمن فداکاری‌های این بانو در راه اسلام کوچکترین لطمه‌ای به شخصیتش وارد نمی‌سازد حتی در دوران سخت اسارت هم، بر عفت خود پای می‌فشارد.

این بانوی بزرگوار برای پاسداری از مرزهای حیا عفاف بر سر یزید فریاد برمی‌آورد که: «آیا این از عدالت است که زنان و کنیزان خویش را پشت پرده بنشانی و دختران رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله را به صورت اسیر به این سو و آن سو بکشانی؟ نقاب چهره‌ی آنها را دریدی و صورت‌های آنها را آشکار ساختی». (39)

دکتر بنت الشاطی در کتاب زینب سلام‌الله‌علیها بانوی قهرمان کربلا می‌نویسد «مراجع تاریخی در وصف رخسارش ساکت است و از آن ایام چیزی به ما نمی‌گوید زیرا ایشان در حجاب خویش مستور بوده و جز از پشت پرده، نظاره بر او ممکن نبوده است و این خود درسی است برای علاقمندان و پیروان وی» و حاصل اینکه زنان با الهام از این بانوی بزرگوار می‌توانند با پوششی زینبی در جوامع مشغول کار و فعالیت باشند بدون اینکه هیچ مشکلی برای آنان بوجود آید. که نتیجه‌ی این امر اصلاح جامعه و کاهش فساد در جامعه است.

صبر و شکیبایی

«موضوع شگفت‌انگیز صبر و شکیبایی فقط یک موضوع اخلاقی نیست که دارنده‌ی آن از یکی از اوصاف اخلاقی فقط، بهره‌ور بوده باشد. این پدیده‌ی روانی مشکلات بسیاری را در مقابل خود محو و نابود می‌سازد و موفقیت‌های شایانی نصیب صابر و بردبار می‌کند. صبر اگر آگاهانه، در روان انسانی پدید آید مالکیت انسان را به شخصیت خود افزایش می‌دهد، زیرا در بردباری خود آگاهانه، روح، عالی‌ترین مقاومت را در مقابل هجوم انگیزه‌ها و عوامل ناخودآگاه نشان می‌دهد. قهرمانان سازنده‌ی تاریخ بشری در هر وضع مخصوصی هم که قرار داشتند دراین موضوع مهم شرکت داشتند که همه‌ی آنها بردبار و متحمل بودند». (40) اهمیت کار صابران الهی به قدری است که خداوند بر آنان درود می‌فرستد و آنها را مورد عنایت خاصه خود قرار می‌دهد.

«اولئک علیهم صلواتٌ من ربهم و رحمة و اولئک هم المهتدون». (41)

«درود خداوند بر آنان (بردباران) باد و آنان هستند که هدایت یافته‌اند».

صبر یک مقام الهی است که فقط کسانی از این مقام برخوردار خواهند شد که دارای ایمانی استوار و محکم باشند و بین ایمان و صبر رابطه‌ی مستقیم وجود دارد یعنی اینکه هرکس از ایمان قوی‌تری برخوردار باشد صبر و رضای او در برابر حوادث و مشکلات بیشتر است.

صبر از ایمان بیاید سرکُلَه (42)

حیثُ لاصَبْرَ فلا ایمان له

گفت پیغمبر خداش ایمان نداد

هرکه را صبری نباشد در نهاد (43)

اگر بخواهیم یک الگوی صبر برای افراد معرفی کنیم بدون شک باید از حضرت زینب سلام‌الله‌علیها نام ببریم. زیرا این بانوی گرامی در برابر سخت‌ترین شرایط طاقت‌فرسا سر تسلیم و رضا در برابر خداوند فرو می‌آورد و بردباری را پیشه می‌سازد، به‌گونه‌ای که اعجاب همگان را برمی‌انگیزد.

سلمان هراتى در باره ی صبر زینب سلام لله علیها اینگونه می نویسد:

با ما بگو

زينب كجا گريست؟

زينب كجا به خاك فشانيد

بذر صبر؟

بر ماسه‏هاى تواى گردباد مرگ

وقت درنگ ناقه دلتنگى

زينب چه مى‏نوشت؟ (44)

امام سجّاد علیه‌السّلام درباره‌ی صبر عمه‌اش زینب سلام‌الله‌علیها می‌فرماید: «وقتی وارد گودال قتلگاه شدیم و چشم من به بدنهای قطعه‌قطعه پدرم و یاوران او افتاد، سینه‌ام دچار تنگی شد و حالتی به من دست داد که نزدیک بود روح از بدنم پرواز کند. دراین حال عمه‌ام وقتی نگرانی مرا دید گفت: «مالی اراکَ تجود بنفسک؟» ای یادگار جد و پدر و برادرانم این چه حالی است که در تو مشاهده می‌کنم؟ چرا با جان خود بازی می‌کنی؟ غمگین مباش و بی‌تابی مکن به خدا سوگند این پیمان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با خداست. (45)

بر سر عشاق گو طوفان ببار

در ره مشتاق پیکان گو بروی

خواهم اندر پایش افتم چوگوی

ور به چوگانم زند هیچش مگوی

صبر این بانوی بزرگوار سکوت عدالت را شکست و ضمیر خاموش بشریت را روشن کرد و تعجب ملایک را برانگیخت. تاریخ فراموش نمی‌کند هنگامی که این بانو وارد قتلگاه می‌شود و پیکر برادرش را پیدا می‌کند؛ دست ها را زیر بدن مبارک امام علیه‌السّلام قرار می‌دهد و آن را تا محاذی سینه بالا می‌آورد و با کمال ادب و رضایت روبه آسمان می‌کند و می‌گوید: «اللهم تقبل منا هذا القربان».

«گفت معشوقی به عاشق کای فتی

تو به غربت دیده‌ای بس شهرها

پس کدامین شهر از آنها خوشترست

گفت آن شهری که در وی دلبر ست

هر کجا باشد شه ِ ما را بساط

هست صحرا گر بود سَمُّ الخیاة (46)

هر کجا یوسفی باشد چو ماه

جنت است ارچه باشد قعر چاه» (46)

زن امروزی می‌تواند از حضرت زینب سلام‌الله‌علیها الگو بگیرد و با صبر در برابر سختی‌ها، چشم‌پوشی از ظواهر دنیا و تربیت فرزندانی نمونه و شایسته، به کمال و سعادت برسد.

عاشقا کمتر زپروانه نه ای

کی کند پروانه زآتش اجتناب (47)

شجاعت

شجاع تنها آن نیست که در میدان‌های جنگ دلیران بجنگد و ترسی به دل راه ندهد، اشخاص بسیاری هستند که درعین جنگاوری تحمل بلا و مصیبت را ندارند و اگر هوای نفس بر آنها غالب شود توان خود را از دست می‌دهند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرماید: «شجاع‌ترین مردم کسی است که بر هوای نفس خود غالب شود».

بنابراین شجاع به کسی گفته می‌شود که کوه جامد دل را متلاشی کند تا مهتاب الهی به تمام ذرات آن بتابد و اگر شخصی به این مقام برسد بدون هراس و تردید در مسیر حق پرتوافشانی می‌کند. این همان «جنبه عملی اخلاق است که به جریان انداختن وجدان آزاد در صداقت، حکمت، عفت، شجاعت و خود را مانند جزئی از مجموع اجزای پیکر انسانی‌دیدن، می‌باشد» (48)

یکی از الگوهای عملی شجاعت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها می‌باشد که در حادثه‌ی کربلا نه تنها ایمانش ضعیف نشد بلکه قوت قلبش به برکت اتصال به خداوند دلیرترین مردان را حیرت‌زده کرد. وی در زمانی شجاعت خود را بروز می‌دهد که حکومت بلا و ظالم بنی‌امیه مهر خاموشی بر دهان همه زده است و بعداز امام حسین علیه‌السّلام هیچ‌کس جرأت مبارزه‌ی علنی و افشاگری با حکومت یزید را نداشت جز حضرت زینب سلام‌الله‌علیها. شیخ شوشتری می‌فرماید: «اگر واقعه‌ی حسین علیه‌السّلام در صحنه‌ی کربلا یک میدان داشت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها دو میدان نبرد داشت: میدان نبرد اولش ابن‌زیاد و دومی مجلس یزید پلید». (49)

تنها این بانوی مکرمه حافظ آیین خدا روی زمین و مصداق روشن آمر به معروف و ناهی از منکر، افشاگر مفاسد حاکمان جور، پاسدار آیین محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و خون حسین و یاران او شد.

وی در دو مجلس کوفه و شام این قدرت را به نمایش گذاشت. با بی‌اعتنایی وارد مجلس ابن‌زیاد شد. ابن‌زیاد پرسید این زن کیست؟ زینب جوابی به او نداد پس وی برای تحقیر حضرت گفت «ستایش خدای را که شما را رسوا کرد و شما را کشت و سخنهای دروغتان را نمایان کرد».

ایشان در پاسخ فرمودند: «ستایش خدای را که ما را با پیامبری چون محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله گرامی داشت. بدان که فاسق رسوا شد و دروغگو انسان نابکار است که آن هم غیر از ما (خاندان نبوت) است» یعنی فاسق و فاجر شمایید.

«این سخن، رویارو در حضور نماینده‌ی یک حاکم ظالم است، اما زینب سلام‌الله‌علیها در حضور خود ظالم هم با عزت و شهامت به مبارزه می‌پردازد و می‌فرماید: «ای یزید! سلطنت، انسانیت تو را از بین برده است؛ تو اهل عذاب آخرتی. تو کسی نبوده‌ای «یابن‌الطلقا» آزادشده‌ی جد من رسول خدا.

نفرین‌ها بر تو باد!

ارزش تو را بسیار پست و ناچیز می‌دانم، تو را سرزنشها و نکوهشهای بسیار و کوبنده می‌نمایم.

تو با دین رسول خدا مبارزه می‌کنی اما بدان اگر تمام تلاشهایت را به کار بگیری دین ما از بین نمی‌رود و تا ابد باقی خواهد ماند، اما تو نابود خواهی شد». (50)

پلك صبورى مى‏گشايى

و چشم حماسه‏ها

روشن مى‏شود

كدام سرانگشت پنهانى

زخمه به تار صوتى تو مى‏زند

كه آهنگ خشم صبورت عيش مغروران را

منغص (51) مى‏كند مى‏دانيم

تو نايب آن حنجره مشبكى

كه به تاراج زوبين رفت

و دلت

مهمانسراى داغهاى رشيد است

اى زن

قرآن بخوان

تا مردانگى بماند

قرآن بخوان

و تجويد تازه را

به تاريخ بياموز

و ما را به روايت پانزدهم معرفى كن

قرآن بخوان

تاريخ زن

آبرو مى‏گيرد

وقتى پلك صبورى مى‏گشايى

و نام حماسى‏ات

برپيشانى دو جبهه نورانى مى‏درخشد:

زينب! (52)

این شجاعت زینب چنان یزید سرمست را به ذلت کشاند که او را پشیمان نمود و مردم نیز چهره‌ی پلید یزید را به خوبی شناختند.

ای فلق عصمت وخورشید شرم

ای دل خورشید،زروی توگرم

روشنی صبحی اگر در شبی

حیدر کراری اگر زینبی

وام گزار لب تو راستی

گفتی وچون شعله به پا خواستی

بانگ رسای تو، ستم سوز شد

کشته ی مظلوم تو، پیروز شد (53)

«سرچشمه‌ی این قدرت زینب، ایمان به خداست و انسان مؤمن دارای عزت و شوکت بوده، و ذلت در او راه ندارد» (54)

«الذین بیلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احداً الا الله و کفی باالله حسیباً» (55)

«کسانی که پیام های خدا را می‌رسانند و از او می‌ترسند و از هیچ‌کس جز او نمی‌ترسند، خدا برای حساب کردن اعمالشان کافی است».

ای دل دریا، دل دریای تو

عرش خدا منزل و ماوای تو

دختر تنهای خدا بر زمین

خواهر آزادی وفرزند دین

آنچه توکردی به صف کربلا

کرده ی مخلوق بود یا خدا (56)

نتیجه

رسالت زن دستیابی به مقام والای کرامت و انسانیت است. به گونه ای که بتواند در سرنوشت خود وجامعه دخالت کند. در زمان حاضر با هجمه ی فرهنگی دشمنان به ویژه استعمارگران غربی،گوهر آفرينش به عنوان یک کالا به منظور استفاده‌های غیراخلاقی در شرکت‌های پورنوگرافی و... درآمده و ستم و تبعیض نسبت به زن به یک تراژدی تاریخی و جهانی بدل گشته و کالای زن درقالب فرهنگ برهنه به نازل‌ترین قیمت به حراج گذاشته می‌شود..بنابر این برای رهایی از این غوغای برهنگی فرهنگی،وبازگشت زن به شخصیت وکرامت واقعی اش وهم چنین حرکت در مسیر کمال وتعالی، الهام از الگوهایی که بتوانند به سان منیر راهنمای زن امروز باشند ضروری می باشد.

یکی از با فضیلت ترین این الگوها حضرت زینب سلام الله علیها است. زن آزاده ای که در سخت ترین شرایط ظلم وجور وفساد، تاثیرچشم گیری بر جامعه گذاشت وپایه های ستم وبی عدالتی را ویران کرد. علم آموزی، استقامت وپایداری، حجاب وعفاف، صبرو شکیبایی وشجاعت مهم ترین ویژگی های این بانوی بزرگوار است که زنان امروز می توانند با الهام ازآن ها به سعاد ت وکمال برسند. والسلام .

پی‌نوشت

1. ابن منظور، لسان العرب، ج1، ص 453.
2. عمان سامانی.
3. اسماعیل نساجی‌زاده، شمه‌ای از کمالات معنوی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، مجله درسهایی از مکتب اسلام، شمارۀ 3 (٤٥).
4. محبوبه زارعي، چهره زن در شعر انقلاب، سایت باشگاه اندیشه.
5. المیزان، ج ٢، ص ٢٧١.
6. صحیفۀ نور، ج ٥، ص ١٣٥.
7. جبران خليل جبران، ترجمه ي مهدي سر حدي، اشك و لبخند، انتشارات كليدر، 1384.
8. همان.
9. حسن، حسينى، همصدا با حلق اسماعيل 84.(‌به نقل از محبوبه زارعي )
10. سورۀ مجادله/ آیه ١١.
11. سفینة البحار، ج ١، ص 401.
12. نهج البلاغه، کلام 231.
13. نقل از رسولی‌محلاتی، نگاهی کوتاه به زندگانی فردی زینب کبری سلام‌الله‌علیها، ص 26.
14. جلال‌الدین محمد رومی(مولوی)، مثنوی. 5- همان.
15. سفینة البحار، ج ١، ص 588.
16. جلال‌الدین محمد رومی(مولوی)، مثنوی.
17. ذاریات، 56.
18. جلالدین محمدرومی (مولوی)،مثنوی.
19. راغب در کتاب مفردات می‌گوید: «العبودیة اظهار التذلّل و العبادةُ ابلغُ منها لانّها غایةُ التذلّل» یعنی عبودیت به معنای اظهار ذلت و خضوع است و عبادت معنای کامل‌تری دارد که آن غایت خضوع است.
20. سعدی، بوستان.
21. اصول کافی، ج 3، ص 129- 126.
22. همان.
23. رسولی‌محلاتی، نقل از نگاهی کوتاه به زندگی زینب کبری سلام‌الله‌علیها، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ١٣٧٢، ص ١٥.
24. ریاحین الشریعه، ج ٣، ص ٧٩.
25. بانوی شجاع قهرمان کربلاء، ص ٦١.
26. ریاحین الشریعه، ج ٣، ص ٦٢.
27. جلال الدین محمد، مولوی دیوان شمس.
28. اعیان الشیعه، ج ٣٣، ص ١٩١.
29. جلاالدین محمد مولوی،،مثنوی.
30. پيام دكتر جاسبي، رياست عاليه دانشگاه آزاد اسلامي به همايش حجاب، پوشش و آراستگي.
31. جلال‌الدین محمد رومی(مولوی)، دیوان شمس.
32. رسولی‌محلاتی، زندگانی فاطمه زهرا و زینب سلام‌الله‌علیها، ص ٣٦.
33. جلال‌الدین محمد رومی(مولوی)، دیوان شمس.
34. سوره مباركه اعراف آيه 26.
35. سوره مباركه نور،‌ آيه 31.
36. عاکف قزوینی.
37. ماهنامۀ مبلغان، شمارۀ ٣١، ص ١٨.
38. بحار الانوار، ج 45، ص ١٣٤.
39. محمدتقی جعفری، تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی، ج ٧، انتشارات اسلامی، ١٣٦٨، ص 400- 399.
40. سورۀ بقره، آیه ی ١٥٧.
41. سر چشمه.
42. جلال‌الدین محمد رومی(مولوی)، مثنوی.
43. سلمان، هراتی، درى به خانه خورشيد، ص‏64
44. الموفق بن احمد بن المالکی الخوارزمی، مناقب طبع جامعه ی مدرسین، ص ١١٨.
45. سوراخ سوزن.
46. جلال‌الدین محمد رومی(مولوی)، مثنوی.
47. جلال الدین محمد رومی (مولوی )،دیوان شمس.
48. محمدتقی جعفری، تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی، ج ٦، انتشارات اسلامی، ١٣٦٨، ص ٢٢.
49. رسولی‌محلاتی، زندگانی فاطمه زهرا و زینب سلام‌الله‌علیها، ص ٣٦.
50. وسایل الشیعه، ج ١٠، ص ٣٩١.
51. مکدر، تیره شده.
52. حسن، حسينى،گنجشك و جبرئيل، ص‏65 تا 67.
53. علی موسوی گرمارودی.
54. حسین علوی‌مهر، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها پاسدار ارزشها، مجله پزشکی کوثر، ش ٦، ص ٧١.
55. سوره احزاب، آیه ٣٣.
56. علی موسوی گرمارودی. 

فهرست منابع

١- قرآن کریم.
٢- نهج البلاغه.
قمی، ش٣- یخ‌عباس، منتهی‌الآمال، انتشارات نگاران قلم، ١٣٨٢.
٤- فرهادیان، رضا، مبانی تعلیم و تربیت در قرآن و احادیث، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ١٣٨٥.
٥- نقدی، جعفر، حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها، حضرت سکینه کبری سلام‌الله‌علیها، انتشارات شرکت سهامی طبع کتاب، ١٣٤٣.
٦- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار.
٧- الامین، محسن، اعیان الشیعه، دمشق، ١٣٥٤.
٨- قمی، عباس، سفینة البحار، کتاب فروشی جعفری، ١٣٨٥.
٩- رسولی محلاتی، نگاهی کوتاه به زندگانی فردی زینب کبری سلام‌الله‌علیها، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ١٣٧٢.
١٠- محلاتی، ذبیح‌الله، ریاحین الشریعه، دارالکتب الاسلامیه، ١٣٦٩.
١١- بنت الشاطی، عایشه، زینب بانوی قهرمان کربلا، انتشارات امیرکبیر، ١٣٤٤.
12- جعفری، محمدتقی، تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی، ج ٦، انتشارات اسلامی، ١٣٦٨.
١٣- خمینی، روح‌الله، صحیفه‌ی نور، ج ٥، انتشارات سازمان مدارک انقلاب اسلامی، ١٣٦١.
١٤- رومی (مولوی)، جلال‌الدین محمد، دیوان شمس.
١٥- رومی (مولوی)، جلال‌الدین محمد، مثنوی معنوی.
16- طباطبایی، حسین، المیزان، ج ٢، انتشارات دارالعلم، ١٣٦٢.
17- قائمی، علی، زندگانی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، انتشارات امیدی، ١٣٧٢.
١٨- منصوری لاریجانی، اسماعیل، زینب کبری فریادی بر اعصار، نشر فرهنگی آیه، ١٣٧٨.

کد مطلب : 247

زن، تواناترین مربی در جامعه ای مهدوی

ژیلا علی نیا

زن، تواناترین مربی در جامعه ای مهدوی
مسئوليت انسان سازي، بهترين رسالت زن در نظام تربيتي اسلام است، همان نقشي كه معمار انقلاب حضرت امام خميني هم به زيبايي به آن اشاره نموده‌اند كه: همان طور كه ...