مدل گسترش اپن سورس، یک مثال برای ترویج مهدویت!
سردبیر
مدل های مختلفی که در جهان حاضر وجود دارد، در بحث مهدویت نیز قابل استفاده هستند. راه کارهای اجرایی برای مسائل مختلف به کار می آیند و چه بهتر که از مدل های امتحان شده استفاده کرد. اگر نرم افزارهای اپن سورس، دل های کاربران را فتح کرده اند، می توان تصور کرد که این مدل گسترش، در زمینه هایی مثل مهدویت نیز کاربرد دارد.
این که هر از گاهی از خودمان بپرسیم چرا مولایمان ظهور نکرده است، کار خوبی است. آخر همیشه به این سفارش شده ایم که کارهای خودمان را محاسبه کنیم و ببینیم کجا کم گذاشته ایم، کجا اشتباه کرده ایم و کجا باید بیشتر تلاش کنیم و از آنجا که ظهور حضرت حجت (عج) نیز منوط به آماده سازی زمینه های آن است، باید خودمان را زیر سوال ببریم و بپرسیم که واقعا چرا مولایمان ظهور نکرده است؟
البته این به این معنا نیست که علت تامه ظهور ایشان، به دست ما باز می شود، چرا که در روایات آمده است غیبت امام زمان (عج) سری از از اسرار الهی است. اما حداقل علت ناقصه عدم ظهور را می توانیم در خودمان جستجو کنیم.
جستجوی این علت ناقصه، ما را به این رهنمون می شود که آماده سازی باید در همه زمینه ها باشد. از دل های ما گرفته تا سلاح هایمان باید در جهت ظهور آماده شوند اما این فقط حرف است و برای چنین آمادگی ای بیشتر از حرف مورد نیاز است. باید راه کارهایی برای آمادگی مشخص کرد و هر روز و هر هفته و هر سال، پیشرفت در اجرایی کردن این راه کارها را سنجید و خود این راه کارها را هم مورد نقد قرار داد.
این بحث همین جا بماند تا مثالی از دنیای نرم افزار و رایانه بیاورم. احتمالا اکثر خوانندگان نشریه ما از جنگ میان نرم افزارهای متن باز یا اوپن سورس و نرم افزارهای تجاری آگاه هستند. سر دسته نرم افزارهای متن باز، لینوکس، این سیستم عامل رایگان دوست داشتنی است و سر دسته نرم افزارهای تجاری نیز، ویندوز، این همراه اجباری و کار راه انداز است.
ویندوز را به اجبار باید یاد بگیری، مثل اینکه شیوه امروزی زندگی بر مبنای یاد گرفتن ویندوز شکل گرفته است اما لینوکس را اگر چیزی فراتر بخواهی که نه فقط برای استفاده که برای بهره وری و رشد به کار می آید، باید یاد بگیری.
کاری به این جنگ ندارم اگر چه موضعم تقریبا مشخص است. بحث من مدل رشد و گسترش لینوکس است، نرم افزاری که بی هیچ تبلیغی و تنها براساس علاقه کاربران و اکثرا با منابع خود آنها رشد کرده است. در واقع دل ها به سمت این نرم افزار تمایل پیدا کرده است و مدل گسترش اپن سورس که لینوکس از آن تبعیت می کند، در واقع مبنای گسترش چیزهایی است که مردم می خواهند نه چیزی که سرمایه دارن می خواهند به آنها بفروشند.
حالا اگر به بحث قبلی امان برگردیم، می توانیم یک مدل مثالی برای زمینه سازی از دنیای رایانه برداشت کنیم. مدل گسترش نرم افزارهای اپن سورس یا متن باز، در واقع شیوه جلب شدن دلها به آن است. سوال اینجاست که اگر مردم می توانند برای نفع مادی خود به سمت چیزی خلاف جهت جریان جامعه حرکت کنند، نمی توانند برای نفع معنوی خودشان نیز به سمت کسی تمایل پیدا کنند که آنها را نجات می دهد؟
در واقع می خواهیم نشان بدهیم که زمینه سازی در دل های مردم چیز عجیبی نیست که از بیرون به آنها تزریق شود و تنها لازمه آن این است که به آنها منافع و زیبایی های دوران ظهور نشان داده شود. آن وقت کشش مردم به صورت طبیعی به سوی کسی خواهد بود که این دوران را پدید آورد!
با توجه به این مثال، می توان یک راه کار جزئی برای تسریع در ظهور را نشان دادن منافع و زیبایی های دوران ظهور و آشنا کردن مردم با فواید امام غائب دانست، کاری که در حد جزئی از هر کسی بر می آید و در حد کلان به عهده اداره کنندگان جامعه است.