فرهنگ‌ بسيج‌ و رمز اقتدار آن‌ در قرآن‌ و كلام‌ اهل‌ بیت (ع)
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل

سخنان سرلشکر فیروزآبادی به‌ مناسبت‌ هفته‌ بسيج‌

فرهنگ‌ بسيج‌ و رمز اقتدار آن‌ در قرآن‌ و كلام‌ اهل‌ بیت (ع)

سردار سرلشکر سید حسن فیروزآبادی

می توان گفت اگر روزی قرار باشد امام زمان (عج) از ایران سربازانی را بطلبد تا در رکاب او بجنگند و از اسلام دفاع کنند، این بسیج است که به کار می آید چرا که حتی ارتش و سپاه هم اگر بسیجی وار در رکاب ولی زمان گام بردارند، موفق خواهند شد. لذا با توجه به اهمیت فرهنگ بسیج در نیروهای مسلح و در میان جامعه، متن سخنرانی سردار سرلشگر سید حسن فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح را منتشر می کنیم تا گامی در جهت روشن کردن رمز اقتدار این نیروی مردمی برداشته شود. همچنین لازم است نشریه ساعت صفر تشکر ویژه ای از دفتر ویژه ستاد کل نیروهای مسلح بابت متن منقح و منابع موجود در آن به عمل آورد.
به گزارش دفتر ويژه رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح ‌ سرلشكر بسيجي‌ دكتر سيد حسن‌ فيروزآبادي‌ رئيس‌ ستاد كل‌ نيروهاي‌ مسلح‌ در جمع‌ فرماندهان‌ سپاه‌ و بسيج‌ به‌ مناسبت‌ هفته‌ بسيج‌ سال‌ 1387 سخنان زير را ايراد نمود.


(الذين‌ قال‌ لهم‌ الناس‌ ان‌ الناس‌ قد جمعوا لكم‌ فاخشوهم‌ فزادهم‌ ايمانا و قالوا حسبنا الله و نعم‌ الوكيل‌) (آيه‌ 173 - آل‌ عمران‌)
السلام‌ عليك‌ يا مولانا يا صاحب‌ الزمان‌، سلام‌ و رحمت‌ خدا بر امام‌ عزيز و شهدا
ما فرزندان‌ مكتب‌ انتظاريم‌؛ انتظار موعود عدالت‌ گستر الهي‌ كه‌ خواهد آمد و همة‌ جهان‌ را با عطر ولايت‌ و عدالت‌ پر خواهد كرد.

اولين‌ و مهم‌ترين‌ تهديد ما اين‌ است‌ كه‌ مكتب‌ انتظار را فراموش‌ كنيم‌ و از آقا امام‌ زمان‌ (عليه‌ الصلوة‌ والسلام‌) و مسئوليتي‌ كه‌ در دوران‌ انتظار ظهور داريم‌ غفلت‌ كنيم‌. آياتي‌ كه‌ تلاوت‌ شد رجاء به‌ خداي‌ تعالي‌ و آخرت‌ را از ويژگي‌هاي‌ مهم‌ مؤمنين‌ دوران‌ رسول‌ الله شمرده‌ است‌.

امام‌ صادق‌ عليه‌ السلام‌ به‌ ما رجاء به‌ خداوند را ياد دادند «يا من‌ ارجوه‌ لكل‌ خير» اي‌ كسي‌ كه‌ در همة‌ خيرها رجاء و اميد ما به‌ تو است‌.
«تَرجُونَ مِن‌ اللهِ ما لا' يَرجُونَ» عنوان‌ صحبتم‌ اين‌ خواهد بود. آنچه‌ شما به‌ خداوند متكي‌ هستيد و رجاء و اميد داريد و دشمنانتان‌ ندارند.
«ترجون‌ من‌ الله مالايرجون‌» (نساء آيه‌ 104) شما مؤمنين‌ اميد داريد به‌ ياري‌ و نصرت‌ و امداد خداوند تعالي‌ در حالي‌ كه‌ دشمنانتان‌ رجاء و اميد ندارند و آنچه‌ كه‌ دل‌ مؤمنين‌ به‌ آن‌ خوش‌ است‌ و محكم‌ و اميدوار است‌ ولي‌ دشمنانتان‌ دلبستگي‌ جز به‌ دنيا و عدد و مالشان‌ ندارند. در اين‌ موضوع‌ سراسر قرآن‌ پر است‌ از وعده‌هاي‌ الهي‌ به‌ مؤمنين‌، آية‌ اول‌ كه‌ تلاوت‌ كردم‌ مي‌فرمايد: اي‌ مؤمناني‌ كه‌ مردم‌ به‌ شما مي‌گويند «قد جمعو الكم‌» دشمنان‌ آمده‌اند اطراف‌ شما جمع‌ شده‌اند عليه‌ شما «فاخشوهم‌» كه‌ از آنها بترسيد! «فزادهم‌ ايمانا» مؤمنين‌ بر ايمانتان‌ افزوده‌ مي‌شود «و قالوا حسبنا الله و نعم‌ الوكيل‌» و اينهايي‌ كه‌ مي‌بينيد دشمنان‌ دورشان‌ جمع‌ شده‌اند و عليه‌ مؤمنين‌ تجمع‌ كرده‌اند، اينها (مؤمنين‌) ايمانشان‌ زياد مي‌شود و توكل‌ به‌ خدا مي‌كنند و مي‌گويند كه‌ خدا براي‌ ما كافي‌ است‌ و خدا بهترين‌ وكيل‌ است‌. اين‌ آية‌ قرآن‌، بهترين‌ وصف‌ براي‌ نيروهاي‌ مسلح‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ به‌ خصوص‌ سپاه‌ پاسداران‌ و بسيج‌ ده‌ها ميليوني‌ ملت‌ ايران‌ است‌. دشمن‌ جلو مي‌آيد. ارتش‌، سپاه‌ ، بسيج‌ و نيروهاي‌ مسلح‌ ما ايمانش‌ افزوده‌ مي‌شود و مي‌گويند خدا براي‌ ما كافي‌ است‌ و او بهترين‌ وكيل‌ است‌، او وكيل‌ خوبي‌ است‌ در جاي‌ ديگري‌ از كتاب‌ حكيم‌، خداوند بنده‌نواز فرموده‌ است‌ " و كفي‌ الله المومنين‌ القتال‌ " (احزاب‌ 25) خداوند مؤمنين‌ را در جنگ‌ و كار زار كفايت‌ مي‌كند. قران‌ دو سفارش‌ ديگر به‌ مؤمنين‌ دارد: يكي‌ اين‌ است‌ كه‌ «...وليجدُ وافيكم‌ غلظة‌...» (سورة‌ توبه‌ آيه‌ 123) مي‌گويد: اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورديد با دشمناني‌ كه‌ آمدند نزديك‌ شما بجنگيد. آمريكايي‌ها آمدند جلو «بايد از شما احساس‌ شدت‌ بكنند» مي‌گويند: چرا رزمايش‌ برگزار مي‌كنيد؟ رزمايش‌ برگزار مي‌كنيم‌ كه‌ دشمنان‌ ما از ما غلظت‌ و شدت‌ ببينند. اين‌ تكليف‌ قرآني‌ ما است‌، تكليف‌ ديني‌ ما است‌. « محمد رسول‌ الله والذين‌ معه‌ اشداءُ علي‌ الكفار...» (فتح‌ /29) اگر با رسول‌ خدا هستي‌، اگر با پيامبر اعظم‌ (ص‌) هستي‌، بايد در برابر دشمنان‌ سخت‌گير باشيد. «رحماءُ بينهم‌» بين‌ خودتان‌ مهربان‌ باشيد، دوست‌ و رفيق‌ باشيد، اختلاف‌ نكنيد.
يك‌ جمله‌ هم‌ از امير المومنين‌، مولاي‌ متقيان‌ عرض‌ مي‌كنم‌: «من‌ عمل‌ لدينه‌ كفاه‌ الله امر دنياه‌» (نهج‌ البلاغه‌ ـ حكمت‌ 423) كسي‌ كه‌ براي‌ دين‌ و اعتقادات‌ مذهبي‌اش‌ عمل‌ مي‌كند، امور دنيايي‌ او را خدا بر عهده‌ مي‌گيرد؛ به‌ حد كفايت‌ بر عهده‌ مي‌گيرد. ما مردماني‌ هستيم‌ از بندگان‌ خدا در ايران‌ كه‌ توفيق‌ پيدا كرديم‌ بهتر از همة‌ ملل‌ دنيا پيامبرخدا و اهل‌ بيت‌ او را درك‌ بكنيم‌ و به‌ پيام‌هاي‌ قراني‌ گوش‌ جان‌ بسپاريم‌ با اين‌ حساب‌ من‌ عرض‌ مي‌كنم‌ كه‌ سپاه‌ امروز در اوج‌ اقتدار مادي‌ و تشكيلاتي‌ است‌؛ پنج‌ نيرو، ده‌ قرارگاه‌، چندين‌ پايگاه‌ موشكي‌، هوايي‌ و دريايي‌ و 31 سپاه‌ استاني‌.

اين‌ سازماندهي‌ براي‌ دفاع‌ در برابر نوع‌ تهديدي‌ است‌ كه‌ دشمنان‌ براي‌ ما تعريف‌ كرده‌اند و به‌ صحنه‌ آورده‌اند. سپاه‌ از نظر مادي‌ بحمدالله و از نظر ساختار و تجهيزات‌ و نيرو در آمادگي‌ قابل‌ شكري‌ است‌ و از نظر معنوي‌، سپاه‌، نيرويي‌ عظيم‌ و پيروزمند است‌. به‌ خاطر چه‌؟ به‌ خاطر آنكه‌ سپاه‌ به‌ وعده‌هاي‌ الهي‌ اميد دارد و دشمنانش‌ اميدي‌ ندارند. «و تلك‌ الايام‌ نداولها بين‌ الناس‌...» (آل‌ عمران‌ ـ 140) خدا زمان‌ را بين‌ انسان‌ها و مردمان‌ تقسيم‌ كرده‌، به‌ خاطر اين‌ كه‌ مي‌گويد بدون‌ امتحان‌ نمي‌توان‌ گفت‌ چه‌ كسي‌ راست‌ مي‌گويد و چه‌ كسي‌ راست‌ نمي‌گويد.

شرايط‌ تحول‌ و تعالي‌ ، اقتضايش‌ اين‌ بود كه‌ تركيبي‌ جديد براي‌ سپاه‌ تعيين‌ بشود و گام‌ اصلي‌ تحول‌ و تعالي‌ در سپاه‌ اين‌ بود كه‌ سپاه‌ همچنان‌ كه‌ در دوران‌ جنگ‌ بود، دستش‌ را به‌ بسيج‌ بدهد و بسيج‌ را در دستش‌ بگيرد. من‌ در خدمت‌ برادرانم‌ در ستاد كل‌ وقتي‌ كه‌ عمليات‌ها را از نظر حضور بسيجي‌ بررسي‌ كرديم‌ ،ديديم‌ در فتح‌ خرمشهر كه‌ ـ فتح‌ عظيم‌ الهي‌ براي‌ ملت‌ ما بود ـ بسيج‌ پر بركت‌ترين‌ بود. 156 گردان‌ بسيجي‌ در عمليات‌ بيت‌المقدس‌ ، فتح‌ خرمشهر حاضر شدند و امروز در تركيب‌ نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ 150 گردان‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) به‌ ياد آن‌ 150 گرداني‌ كه‌ پيروزي‌ را آفريدند، سازمان‌ داده‌ مي‌شود. خوب‌، تبريك‌ عرض‌ مي‌كنيم‌.

بسيج‌ در طرح‌ تحول‌ و تعالي‌ سپاه‌ امروز نقش‌ بسيار عظيمي‌ دارد. يك‌ بخشش‌ اين‌ است‌ كه‌ بايد 150 گردان‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) را به‌ نيروي‌ زميني‌ بيفزايد و از طرف‌ ديگر بايستي‌ 600 گردان‌ عاشورا و الزهرا (سلام‌ الله عليها) را در استان‌ها و شهرستان‌ها بر پا نگه‌ دارد. خوب‌، اينها براي‌ امنيت‌ و دفاع‌ هستند، اما اين‌ كه‌ همة‌ بسيج‌ نيست‌، بسيج‌ كار فرهنگي‌ ، اجتماعي‌ و اقتصادي‌ هم‌ دارد.

بسيج‌ مي‌خواهد تك‌ تك‌ ملت‌ ايران‌ را در قالب‌ ولايت‌ براي‌ عزت‌ ايران‌ و اسلام‌ برپا بدارد. اين‌ يك‌ سازماندهي‌ است‌ فوق‌ سازماندهي‌ نيروي‌ مقاومت‌ و ارتش‌ بيست‌ ميليوني‌. همان‌ بسيجي‌ كه‌ آقا فرمودند كه‌ با نيروهاي‌ مقاومت‌ فرق‌ مي‌كند. به‌ هر حال‌ يك‌ بخش‌ بسيج‌ براي‌ امنيت‌ و دفاع‌ است‌ كه‌ در اختيار نيروي‌ مقاومت‌ قرار مي‌گيرد و نظامي‌، انتظامي‌ مي‌شود. يك‌ بخش‌ عظيم‌ بسيج‌، ملت‌ هستند كه‌ مي‌خواهند پاي‌ ولايت‌ براي‌ مملكت‌ و براي‌ زمينه‌سازي‌ ظهور امام‌ زمان‌(ع‌) براي‌ سازندگي‌ اين‌ ملت‌ و امت‌ تلاش‌ بكنند.

سپاهيان‌ خود فرزند بسيج‌ هستند و ارتش‌ نيز در طول‌ دفاع‌ مقدس‌، ارتش‌ بسيجي‌ شد.امروز مجموعه‌ نيروهاي‌ مسلح‌ مجموعه‌اي‌ است‌ كه‌ دل‌ ملت‌ و رهبر را شاد مي‌كند، همان‌طور كه‌ شما اميدواريد. «ترجون‌ ما لايرجون‌» ملت‌ ما هم‌ به‌ شما اميدوارند و شما خودتان‌ يكي‌ از آن‌ ترجون‌هايي‌ هستيد براي‌ ملت‌ما كه‌ دشمنان‌ «ما لايرجون‌» هستند، يعني‌ دشمنان‌ ما چنين‌ صفاتي‌ ندارند. ملت‌هايي‌ كه‌ حكومتشان‌ با ما دشمني‌ مي‌كنند چنين‌ ارتشي‌ و سپاهي‌ ندارند. اين‌ هم‌ نعمتي‌ است‌. آقا به‌ تك‌ تك‌ فرماندهان‌ نيروهاي‌ مسلح‌ فرمودند: تهديد وجود دارد. من‌ از شما آمادگي‌ مقابله‌ با اين‌ تهديدات‌ را مي‌خواهم‌، غافلگير نشويد. تاريخ‌ گذشتة‌ جنگ‌هاي‌ بزرگ‌ را كه‌ انسان‌ مطالعه‌ مي‌كند چه‌ در شرق‌ و چه‌ در غرب‌، هميشه‌ پيروزي‌ بزرگ‌ وقتي‌ اتفاق‌ افتاده‌ كه‌ يك‌ فرمانده‌اي‌ توانسته‌ دشمنش‌ را در غفلت‌ نگه‌ دارد و به‌ او حمله‌ كند. اگر يك‌ ملتي‌ بيدار باشد، اگر يك‌ ارتشي‌ بيدار باشد، با هر قدرتي‌ به‌ آنها حمله‌ بشود پيروزي‌ به‌ دست‌ دشمن‌ نمي‌آيد. امام‌ علي‌ (ع‌) هم‌ فرمودند «من‌ نام‌ عن‌ عدوه‌ انبهته‌ المكائد» (غررالحكم‌ / ص‌ 234) اگر كسي‌ از دشمنش‌ غفلت‌ كرد و خوابش‌ برد، آن‌ وقت‌ با حمله‌ دشمن‌ از خواب‌ بيدار مي‌شود. ولي‌ اگر بيدار و هوشيار باشد و در سنگر و در كمين‌ دشمن‌ باشد خوب‌، دشمن‌ كاري‌ از دستش‌ ساخته‌ نيست‌. اين‌ آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ امروز رهبر عزيز انقلاب‌ فرمانده‌ عظيم‌ الشان‌ كل‌ قوا حضرت‌ آيت‌ الله خامنه‌اي‌ عزيز از همة‌ ما مي‌خواهند. ببينيد، امروز همه‌ چيز روشن‌ است‌، پرده‌ها هم‌ كنار رفته‌ است‌، بسيار متفاوت‌ است‌ از هر زمان‌ ديگري‌. شيطان‌ زمان‌، ايران‌ را محور شرارت‌ اعلام‌ كرده‌ و با حيله‌هاي‌ بزرگ‌ سعي‌ كرده‌ ملت‌ آمريكا را فريب‌ بدهد و لشكركشي‌ بكند. آمده‌ كشور مسلمان‌ افغانستان‌ را زير موشك‌ و بمباران‌ گرفته‌ و نيرو پياده‌ كرده‌ است‌. آمده‌ عراق‌ را اشغال‌ كرده‌، پايگاه‌هايش‌ را در كشورهاي‌ اطراف‌ ما تجديد بنا و مستحكم‌ كرده‌ و عملاً كشور ما را از نظر نظامي‌ در محاصره‌ قرار داده‌ است‌. يك‌ ارتش‌ نيروي‌ جنگي‌ به‌ اين‌ منطقه‌ آورده‌، همة‌ تجهيزات‌ نظامي‌ را آورده‌، هواپيماها ، موشك‌ها ، رادارهاي‌ پرنده‌ ، ناوهاي‌ هواپيمابر و بالگردها را. يعني‌ هر چه‌ شيطان‌ مي‌توانسته‌ بسيج‌ كند و مي‌شود تصور كرد كه‌ داشته‌ باشد، تهيه‌ كرده‌ و همه‌ را آورده‌ است‌. از روز اول‌ هم‌ رهبر عزيز ما فرمودند آنها براي‌ نفت‌ آمدند اينجا، بقيه‌ چيزها را دروغ‌ مي‌گويند. مي‌گويند عراق‌ سلاح‌ كشتار جمعي‌ دارد، دروغ‌ مي‌گويند. براي‌ نفت‌ آمده‌اند و امروز هم‌ معلوم‌ شده‌ كه‌ چقدر آنها عطش‌ نفت‌ دارند. خوب‌، مهم‌ترين‌ كشوري‌ كه‌ در قضية‌ نفت‌ تعيين‌ كننده‌ است‌، جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ است‌. بنابر اين‌، دشمن‌ ما همه‌ چيزش‌ را جمع‌ كرده‌ و نفسش‌ را هم‌ در سينه‌اش‌ حبس‌ كرده‌، خيز برداشته‌ كه‌ به‌ ايران‌ حمله‌ كند. اما نگاه‌ كرده‌ داخل‌ ايران‌، ديده‌ اينجا يك‌ ملت‌ حزب‌اللهي‌ متحد هستند.

خوب‌، مي‌بيند روزها را، روز قدس‌ را مي‌بيند، نماز جمعه‌ها را مي‌بيند، سفرهاي‌ استاني‌ رهبر عزيز ما را مي‌بيند. همچنين‌ مي‌بيند كه‌ همة‌ اين‌ ملت‌ متحد ايستاده‌اند. نيروهاي‌ مسلح‌، با تجربه‌ و كارآزموده‌ آمده‌اند، فرماندهان‌ مؤمن‌ و مجرب‌ دارند و با هوش‌اند و كار نظامي‌ خودشان‌ را خوب‌ بلد هستند هم‌ از نظر صنعتي‌ هم‌ از نظر جنگي‌ و هم‌ از نظر برخورد با دشمن‌، شناسايي‌ و برخورد با دشمن‌. هر چه‌ بيشتر دشمن‌ تلاش‌ اطلاعاتي‌ كرد، بيشتر خدا رُعب‌ قدرت‌ ايران‌ را در دلشان‌ انداخت‌. اين‌ بازدارندگي‌ است‌. تهديد اگر تحقق‌ نيافت‌ به‌ خاطر بازدارندگي‌ بود. اما اين‌ بازدارندگي‌ چيست‌؟ نكته‌ مهم‌ همين‌ جا است‌ كه‌ بگوييم‌ اين‌ بازدارندگي‌ چيست‌؟ در آية‌ شريفه‌ قرآن‌ قبل‌ از اين‌ «ترجون‌ من‌ الله ما لايرجون‌» (نساء 104) توضيح‌ مي‌دهد خداي‌ متعال‌ وضع‌ دشمنان‌ شما را مي‌داند. وضع‌ شما را هم‌ مي‌داند. اگر بحث‌ علمي‌ و فن‌آوري‌ باشد، ما هر چه‌ پيشرفت‌ كرده‌ باشيم‌، آمريكا هم‌ علم‌ و فن‌آوري‌ را دارد، نيروي‌ انساني‌ هم‌ دارد، آدم‌ها را هم‌ دارد اما چه‌ چيزي‌ را ندارد؟ همين‌ رجاء پيروزي‌ و نصرت‌، همين‌ «ترجون‌ من‌ الله ما لايرجون‌» را ندارد.

اينها چه‌ هستند؟ من‌ فكر كردم‌ كه‌ ببينم‌ اين‌ «ترجون‌ من‌ الله ما لايرجون‌» چه‌ چيزي‌ است‌؟ هر چه‌ به‌ ذهنم‌ آمد نوشتم‌. مي‌خواهم‌ به‌ اينها اشاره‌ كنم‌.
اول‌ چون‌ آمادگي‌ دشمن‌ را گفتم‌، آمادگي‌ نيروهاي‌ خودمان‌ را عرض‌ مي‌كنم‌؛ آن‌ چيزي‌ كه‌ خدا مي‌گويد مثل‌ هم‌ داريد؛ خوب‌ ما رهبري‌ فرمانده‌ هوشمند و آگاه‌ با تدابير و فرامين‌ به‌ موقع‌ را داريم‌ ، فرزند پيامبر (ص‌) و امام‌ حسين‌ (ع‌)، ما قرارگاه‌ خاتم‌(ص‌) تشكيل‌ داديم‌، ما تحولات‌ اساسي‌ در ساختار نيروهاي‌ مسلح‌ به‌ وجود آورديم‌، رهنامه‌ (دكترين‌) جديد نيروهاي‌ مسلح‌ را براي‌ مقابله‌ با تهديد ناهمگون‌ طراحي‌ كرديم‌ و نقاط‌ قوت‌ و ضعف‌ دشمن‌ خودمان‌ را شناسايي‌ نموده‌ و طرح‌ريزي‌ كرديم‌. هم‌ براي‌ نقاط‌ قوتش‌ و هم‌ براي‌ نقاط‌ ضعفش‌. سلاح‌هاي‌ مناسب‌ طراحي‌ شد و عمليات‌هاي‌ مناسب‌ طراحي‌ كرديم‌، مهندسي‌ مناسب‌ پيش‌ بيني‌ كرديم‌ و انجام‌ مي‌دهيم‌ و نيروهاي‌ پدافند هوايي‌، موشكي‌، دريايي‌، زميني‌، زيردريايي‌ و تجهيزات‌ مدرن‌ و ادوات‌ جنگي‌ ما، الحمدالله آماده‌ است‌ و مهم‌ترين‌ محور هم‌ تربيت‌ نيروهاي‌ مؤمن‌، با انگيزه‌ و شجاع‌، كه‌ در نيروهاي‌ مسلح‌ داريم‌ و ما چيزهايي‌ داريم‌ كه‌ آنها ندارند. ما تقوي‌ و ولايت‌ الهي‌ داريم‌، آنها ندارند. طاغوتي‌ خودخواه‌ و مغرور بر آنان‌ حكم‌ مي‌راند، ما رهبر و فرمانده‌ كل‌ داريم‌ كه‌ نايب‌ امام‌ زمان‌ (ع‌) است‌، خدا با همة‌ قدرت‌ و عزتش‌ پشتيبان‌ او است‌. ما در مكتب‌مان‌ اسوه‌ها را داريم‌.

«لقد كان‌ لكم‌ في‌ رسول‌الله اسوة‌ حسنه‌...» (احزاب‌ 21) اسوة‌ ما رسول‌ خداست‌، ببينيد داخل‌ جنگ‌ها چطور بود؟ فرماندهي‌ رسول‌ خدا(ص‌) در غزوات‌ چگونه‌ بود؟ اسوة‌ ما علي‌ بن‌ ابيطالب‌ ،امام‌ حسين‌ و ابوالفضل‌ العباس‌ عليهم‌ السلام‌ هستند. است‌. اسوه‌ زنان‌ ما حضرت‌ فاطمه‌ و حضرت‌ زينب‌ ـ سلام‌ الله عليهاـ است‌ و ملت‌ ما هم‌ اسوه‌ است‌، بسيج‌ ما هم‌ اسوه‌ است‌ و اينها ظرفيت‌هاي‌ ما است‌ كه‌ بيان‌ كردم‌. برويم‌ دنبال‌ «ترجون‌ من‌ الله مالايرجون‌» ببينيم‌ اين‌ كيست‌ كه‌ خدا مي‌گويد شما با او فرق‌ داريد؟ بقيه‌ چيزهايتان‌ ممكن‌ است‌ در ظاهر با هم‌ مقابل‌ باشد، اما شما در اين‌ مورد با هم‌ فرق‌ داريد شما به‌ اين‌ چيزها اميد داريد اما آنها ندارند «فان‌ حزب‌ الله هم‌ الغالبون‌» (1) (مائده‌ / 56) ـ «... أن‌ القوه‌ لله‌ جميعاً...» (2) (بقره‌ ـ 165) «...ان‌ العزه‌ لله‌ جميعاً...» (3) (يونس‌ / 65) «ان‌ الامر كُله‌ لله‌...» (4) (آل‌ عمران‌ /154) قدرت‌، عزت‌، فرمان‌، همه‌اش‌ مال‌ خداست‌. كُله‌ ، يعني‌ يكي‌ هم‌ مربوط‌ به‌ كس‌ ديگري‌ نيست‌. اينها همه‌ متعلق‌ به‌ مكتب‌ ماست‌؛ مكتب‌ ارتشيان‌ ،پاسداران‌ و بسيجيان‌ است‌ «... و ما النصر الا من‌ عندالله العزيز الحكيم‌» (5) ( آل‌ عمران‌ /126) نصرتي‌ نيست‌ مگر از جانب‌ خداوند. «...ان‌ تنصروا الله ينصر كم‌ و يثبت‌ اقدامكم‌ (6) (محمد /7) ولينصرن‌ الله من‌ ينصره‌...» (7) (حج‌ /40) چند بار تأكيد در اين‌ بخش‌ از آية‌ شريفه‌ است‌ «لَ، ينصرن‌ ، تشديد » مي‌گويد حتماً و به‌ طور تأكيد خدا كساني‌ را كه‌ ياري‌اش‌ كنند ياري‌ مي‌كند. ياري‌ خدا چيست‌؟ خدمت‌ به‌ جمهوري‌ اسلامي‌، خدمت‌ به‌ امت‌ ولي‌ فقيه‌ و پذيرش‌ فرماندهي‌ ولي‌ فقيه‌ «ان‌ الله يدافع‌ عن‌ الذين‌ آمنوا» (8) (حج‌ ـ 38) كه‌ علامه‌ در تفسير مي‌فرمايند: «ان‌ الله يدافع‌ عن‌ الايمان‌» «ترجون‌ من‌ الله ما لايرجون‌» ما به‌ اين‌ چيزها اميد داريم‌ اينها تكيه‌ گاه‌ ما هستند، آنها اين‌ تكيه‌ گاهها را ندارند. «كم‌ من‌ فئة‌ قليلة‌ غلبت‌ فئة‌ كثيره‌ باذن‌ الله) (بقره‌ 249) بسيار گروه‌هاي‌ كوچكي‌ كه‌ پيروز مي‌شوند بر گروه‌هاي‌ عظيم‌ به‌ اذن‌ خداي‌ متعال‌. قرآن‌ اين‌ را چند بار عملاً نشان‌ داده‌ است‌. هم‌ در قوم‌ بني‌اسرائيل‌ آنجايي‌ كه‌ تالوت‌ را فرمانده‌ مي‌كند و بر جالوت‌ پيروز مي‌شود و هم‌ در جنگ‌ بدر اتفاق‌ افتاده‌ است‌.

«... و الله بما تعملون‌ بصير » (حديد /4) مي‌دانيد يعني‌ چي‌؟ يعني‌ هر كس‌ هر كاري‌ مي‌كند شما، دشمنانتان‌ در مشت‌ خداست‌ «ان‌ الله بما يعملون‌ محيط‌» (آل‌ عمران‌ /120 ) آنها كاري‌ نمي‌توانند بكنند كه‌ در مشت‌ خداي‌ متعال‌ نباشند. همه‌ چيز و همه‌ جا در يد قدرت‌ خدا است‌. خوب‌، اين‌ هست‌. وعده‌هاي‌ الهي‌ هم‌ هست‌. هر كاري‌ آنها ، مي‌خواهند بكنند در مشت‌ خدا هستند، «ولينصرن‌ الله من‌ ينصره‌» (حج‌/40) حالا آنها مي‌خواهند به‌ خميني‌ حمله‌ كنند. يعني‌ در طبس‌ باد را خدا به‌ كار مي‌گيرد، شن‌ را زمين‌ مي‌زند «الله ولي‌ الذين‌ آمنوا يخرجهم‌ من‌ الظلمات‌ الي‌ النور» (9) (بقره‌ / 257) «ادعوني‌ استجب‌ لكم‌...» (غافر /60) مرا بخوانيد، استجابت‌ مي‌كنم‌ (... يمدكم‌ ربكم‌ بثلاثة‌ آلاف‌ من‌ الملائكه‌ منزلين‌) (10) (آل‌ عمران‌ 124) (و مكروا و مكر الله و الله خيرالماكرين‌) (11) (آل‌ عمران‌ /54) (ان‌ الله مع‌ الصابرين‌) (12) (بقره‌/153) (... ان‌ تتقوا الله يجعل‌ لكم‌ فرقانا...) (13)(انفال‌ /29) (و من‌ يتق‌ الله يجعل‌ له‌ مخرجا) (14) (طلاق‌ /2) (و ان‌ جندنا لهم‌ الغالبون‌) (15) (صافات‌ /173) (... و هو معكم‌ اين‌ما كنتم‌....) (حديد ـ 4) هر جا باشيد خدا با شماست‌ (والذين‌ جاهدوا فينا لنهدينهم‌ سبلنا...) (16) (عنكبوت‌ /69) اين‌ را فرماندهان‌ زمان‌ جنگ‌ روي‌ نقشه‌ها مي‌نوشتند (فضل‌ الله المجاهدين‌ علي‌ القاعدين‌ اجراً عظيما) (17) (نساء /95) (ولا تحسبن‌ الذين‌ قتلوا في‌سبيل‌ الله امواتا بل‌ احياء عندربهم‌ يرزقون‌) (18) (آل‌ عمران‌169) (و ما رميت‌ اذ رميت‌ و لكن‌ الله رمي‌) (19) (انفال‌ /17) (ترجون‌ من‌ الله ما لا يرجون‌) (نساء /4 ) سلاح‌هاي‌ آن‌ها بايد به‌ دست‌هاي‌ لرزان‌ خودشان‌ و... پشت‌هاي‌ لرزان‌ خودشان‌ و با چشم‌ها و دل‌هاي‌ لرزان‌ خودشان‌ به‌ كار گرفته‌ بشود، اما سلاح‌هاي‌ شما را خداي‌ متعال‌ شليك‌ مي‌كند (و قُل‌ جاء الحق‌ و زهق‌ الباطل‌ ان‌ الباطل‌ كان‌ زهوقا) (20) (اسراء /81) (يدالله فوق‌ ايديهم‌) (21) (فتح‌ /10) (...كفي‌ الله المؤمنين‌ القتال‌...) (22) (احزاب‌ / 25) خداوند مؤمنين‌ را در جهاد كفايت‌ مي‌كند و خداي‌ متعال‌ در جنگ‌ بدر به‌ پيامبر(ص‌) مي‌فرمايد: من‌ رعب‌ شما را در دل‌ آنها افكندم‌. يعني‌ خداوند مي‌فرمايد شما خدا را داريد ، او براي‌ شما كافي‌ است‌. از حضرت‌ امير عليه‌ السلام‌ پرسيدند، چگونه‌ شد كه‌ شما در زمان‌ رسول‌ خدا (ص‌) با هر قدرتي‌ مواجه‌ شديد او را شكست‌ داديد؟ فرمودند: با هر قدرتي‌ مواجه‌ شدم‌ خداوند رُعبي‌ از من‌ در دل‌ آنها انداخت‌، شكست‌ خوردند! ببينيد حالا با مختصر آشنايي‌ با آيات‌ قرآن‌ كريم‌ با لحظاتي‌ فكر كردن‌ اين‌قدر اميدواري‌ و تكيه‌ گاه‌ و حمايت‌ از جانب‌ خداي‌ متعال‌ را در كلام‌ خدا در قرآن‌ كريم‌ ديده‌ام‌ كه‌ اينها همه‌اش‌ واقعي‌ است‌، چون‌ پاسدار، ارتشي‌ و بسيجي‌ ايمانش‌ واقعي‌، يقينش‌ واقعي‌ است‌، قرآن‌ اين‌طور سرباز مي‌سازد. امام‌ زمان‌ (ع‌) اين‌طور سرباز مي‌سازد. سپاه‌ بالله را امام‌ سجاد (ع‌) تعريف‌ كردند مي‌فرمايند: زماني‌ مي‌رسد كه‌ منتظران‌ ظهور امام‌ زمان‌ (ع‌) آنچنانند كه‌ به‌ يقين‌ آقا را مي‌بينند. بنابر اين‌، اين‌ افراد منتظر امام‌ زمان‌ عليه‌ السلام‌ هم‌ مبلغ‌ دين‌ خدا هستند و هم‌ شمشير زن‌ در راه‌ خدا هستند. حالا مي‌فهميد فلسفة‌ ادارة‌ فرهنگي‌ سپاه‌ و عقيدتي‌ سياسي‌ نيروهاي‌ مسلح‌ چيست‌؟ فلسفة‌ ادارة‌ فرهنگي‌ سپاه‌ و عقيدتي‌ سياسي‌ ارتش‌ اين‌ است‌ كه‌ تك‌ تك‌ پاسداران‌ ،ارتشيان‌ و بسيجيان‌ رابه‌ سلاح‌ تبليغ‌ و فرماندهي‌ و سلسله‌ مراتب‌ مسلح‌ كند . موظف‌اند كه‌ ارتشيان‌ ،پاسداران‌ و بسيجيان‌ را به‌ سلاح‌ آمادگي‌ جسماني‌، رواني‌ و تجهيزات‌ مناسب‌ مسلح‌ كنند .

اميدوارم‌ توانسته‌ باشم‌ اين‌ (ترجون‌ من‌ الله ما لايرجون‌) را كه‌ كلام‌ زيباي‌ الهي‌ است‌ براي‌ شما برسانم‌. البته‌ در محتواي‌ اين‌ فضاي‌ معنوي‌ و نيرو بخش‌ بايد بيانديشيم‌. رهبر عزيز ما فرماندهي‌ معظم‌ كل‌ قوا، امر فرمودند كه‌ به‌ فرماندهان‌ بگوئيد كمي‌ از وقتشان‌ را براي‌ فكر كردن‌ بگذارند ، بخشي‌ از وقتتان‌ را براي‌ فكر كردن‌ بگذاريد. دوستان‌ عزيز من‌ به‌ شما بگويم‌ آن‌ زماني‌ كه‌ اسلام‌ شعبه‌ شعبه‌ مي‌شد به‌ خاطر اينكه‌ اجازه‌ نمي‌دادند كه‌ امام‌ عصر و صاحب‌ اصل‌ ولايت‌ ،جامعه‌ را اداره‌ كند زيرا خلفاي‌ ظالم‌ و جائر و بي‌سواد نسبت‌ به‌ حكمت‌ الهي‌ و كم‌ دين‌ و يا بي‌ دين‌ بني‌ اميه‌ و بني‌ عباس‌ به‌ نام‌ جانشين‌ رسول‌ الله‌(ص‌) حاكم‌ بودند . خوب‌، معلوم‌ بود ديگر مردم‌ فرقه‌ فرقه‌ مي‌شدند و آنها هم‌ به‌ فرقه‌ فرقه‌ شدن‌ مردم‌ دامن‌ مي‌زدند. براي‌ اينكه‌ وحدت‌ نكنند و قدرتي‌ شده‌ عليه‌ ظلم‌ بشورند همين‌ بزرگان‌ فقه‌ اهل‌ سنت‌، همة‌ آنها از ولايت‌ اهل‌ بيت‌ (عليهم‌ السلام‌) دفاع‌ كردند، در زمان‌ خلفاء و در مقاطعي‌ شلاق‌ خوردند و زندان‌ رفتند. به‌ خاطر اظهار محبت‌ اهل‌ بيت‌ عليهم‌ السلام‌ خود خلفا هم‌ اخلاق‌ و رفتار متفاوت‌ نسبت‌ به‌ اهل‌ بيت‌ عليهم‌ السلام‌ داشتند. معلوم‌ است‌ كه‌ اختلاف‌ درست‌ مي‌شود. يك‌ نكتة‌ بسيار اساسي‌ در سير تحول‌ مكتب‌ تشيع‌ در بين‌ فقهاء پيش‌ آمده‌ است‌. ببينيد، ائمه‌ ـ عليهم‌ السلام‌ ـ همه‌ مفسر اصلي‌ قرآن‌ و كلام‌ الهي‌ هستند و اهل‌ صدق‌ هستند و حرفشان‌ راست‌ و درست‌ است‌. در بين‌ فقهاء و در بين‌ كساني‌ كه‌ مي‌خواستند مكتب‌ را بعد از ائمه‌ ـ عليهم‌ السلام‌ ـ مكتوب‌ كنند تا به‌ حد برسد ، يك‌ اتفاق‌ اين‌ بود و آن‌ اينكه‌ يك‌ عده‌ گفتند قرآن‌ و يك‌ عده‌ هم‌ گفتند اخبار و روايات‌. ولي‌ يك‌ عده‌ با تكيه‌ بر كلام‌ ائمه‌ ـ عليهم‌السلام‌ ـ فرمودند كتاب‌ خدا، روايات‌ و عقل‌ و حكمت‌. شيخ‌ مفيد از پايه‌ گذاران‌ حوزة‌ علميه‌ در بغداد است‌ كه‌ روي‌ دو چيز تكيه‌ مي‌كند؛ زمانيكه‌ خليفه‌ وقت‌ مي‌گويد اگر مي‌خواهد حوزه‌ علميه‌ مكتب‌ علوي‌ را داير كند. اجازه‌ دارد، شيعه‌ حوزه‌ علميه‌ بزند منتها كتابشان‌ را بايد بدهند ما بررسي‌ كنيم‌. ايشان‌ كتاب‌ را تهيه‌ مي‌كند، ارائه‌ مي‌كند، اولش‌ نوشته‌ بوده‌ قال‌ رسول‌ الله (ص‌): «انا مدينهُ العلم‌ و عليٌ بابها» خليفه‌ گفت‌: همين‌ را پاك‌ و حذف‌ كند. برود درسش‌ را بدهد حوزه‌ را داير كند . ايشان‌ گفت‌: همة‌ كتاب‌ را، من‌ از روي‌ همين‌ نوشتم‌ اصلاً مكتب‌ ما اين‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا(ص‌) فرمودند: « انا مدينه‌ العلم‌ و علي‌ بابها» . من‌ شهر علمم‌ و علي‌ دروازه‌ اين‌ شهر، هر كس‌ اراده‌ علم‌ دارد بايد از باب‌ علي‌ (ع‌) وارد شود.

بحث‌ دوم‌ كه‌ ديگران‌ را به‌ جان‌ ايشان‌ انداختند، همين‌ بحث‌ اخباري‌ و انواع‌ و اقسام‌ گروه‌هايي‌ كه‌ آن‌ زمان‌ بود ، شيخ‌ مفيد فرمودند: نه‌، ما عقل‌ و حكمت‌ را به‌ عنوان‌ ملاك‌ تشخيص‌ شيعه‌ مي‌دانيم‌. اين‌ را از اين‌ باب‌ نگفتم‌ كه‌ مي‌خواهم‌ تاريخ‌ شيعه‌ را تحليل‌ بكنم‌، خواستم‌ به‌ شما بگويم‌ كه‌ فرمانده‌ ارتش‌ ،سپاه‌ و بسيج‌ هستيد. ببينيد فرمان‌ و تدبير هست‌، قانون‌ وجود دارد، اساسنامه‌ هست‌، دستورالعمل‌ عملياتي‌ داريم‌، دستورالعمل‌ لجستيكي‌ داريم‌ . پيوست‌ اطلاعاتي‌ لازم‌ است‌ اما اينها كافي‌ نيست‌، عقل‌ و حكمت‌ مبتني‌ بر تفكر و مشورت‌ لازم‌ است‌. امام‌ علي‌ (ع‌) فرمودند: « و لا مظاهرة‌ اوثق‌ من‌ المشاورة‌» (نهج‌البلاغه‌ ص‌488): هيچ‌ پشتيباني‌ محكم‌تر و اطمينان‌ بخش‌تر از مشاور نيست‌.

اصلاً حكمت‌ در دين‌ يعني‌ به‌ كار بردن‌ وسايل‌ و روش‌هاي‌ عقلي‌ و علمي‌ براي‌ اجراي‌ خوب‌ احكام‌ دين‌ و فرمان‌هاي‌ فرماندهي‌ كل‌ قوا، خودتان‌ را بي‌ نياز از مشورت‌، بي‌نياز از فكر كردن‌ و تعقل‌ كردن‌ ندانيد. عقل‌ ، حكمت‌ و مشورت‌ را ضميمة‌ كارتان‌ قرار بدهيد. خوب‌، شما فرمانده‌ كه‌ مي‌شويد يك‌ ستاد تشكيل‌ مي‌دهيد فوراً چهار. پنج‌ معاون‌ براي‌ خودتان‌ مي‌گذاريد. امام‌ علي‌ (ع‌) مي‌فرمايد: بهترين‌ معاون‌ مشورت‌ است‌ خيلي‌ مهم‌ است‌.

الحمدلله اقتدار نيروهاي‌ مسلح‌، اقتدار ارتش‌، سپاه‌ و اقتدار رزمندگان‌ اسلام‌ و فدائيان‌ ملت‌ ايران‌ امروز بر دوستان‌ و دشمن‌ پوشيده‌ نيست‌ . منتها دشمنان‌ ما گاهي‌ يادشان‌ مي‌رود يا خودشان‌ را به‌ غفلت‌ مي‌زنند . البته‌ ممكن‌ است‌ يادشان‌ برود، چون‌ به‌ واقع‌، آنها در وجودشان‌ گيرنده‌اي‌ به‌ نام‌ دين‌ و معنويت‌ كه‌ ندارند؛ بنابر اين‌ دين‌ و معنويت‌ را اصلاً نمي‌شناسند. اثرش‌ را هم‌ نمي‌توانند بفهمند. بنابر اين‌، اين‌ كه‌ گاهي‌ يادشان‌ مي‌رود و وصف‌ اقتدار نيروي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ را فراموش‌ مي‌كنند، به‌ خاطر اين‌ است‌ كه‌ گيرنده‌اش‌ را ندارند خودشان‌ مي‌گويند « RECEPTOR » (ظرفيت‌ پذيرش‌) آن‌ را ندارند، در نمي‌يابند كه‌ نيروي‌ الهي‌ چه‌ از نظر عقلي‌ و چه‌ از نظر عملي‌ و تجهيزاتي‌ آماده‌ باشد و آموزش‌ ديده‌ باشد و در كمين‌ باشد، يعني‌ چه‌؟ براي‌ همين‌ هر چند گاهي‌ ما يك‌ رزمايش‌ برگزار مي‌كنيم‌. مگر اين‌ رزمايش‌ ما چه‌ بود؟ رزمايش‌ ما براي‌ اين‌ بود، كه‌ هر وقت‌ صدتا موشك‌ مي‌سازند و صنايع‌ دفاع‌ ما مي‌خواهد تحويل‌ سپاه‌ بدهد، بايد از هر نوعش‌ يكي‌ را آزمايش‌ كنند، از هر صد تا يكي‌ را شليك‌ كنند، ببينند جنس‌ براي‌ تحويل‌ مناسب‌ است‌ يا نيست‌ يا بايد نيروهاي‌ ما آموزش‌ ببينند. خوب‌، بالاخره‌ جواناني‌ كه‌ به‌ نيروهاي‌ هوايي‌، موشكي‌ و دريايي‌ اضافه‌ مي‌شوند، بايد با موشك‌ها و سيستم‌ هاي‌ جديدي‌ كه‌ ساخته‌ شده‌ آموزش‌ ببينند. خوب‌، ما يك‌ رزمايش‌ آموزشي‌ و تحويل‌گيري‌ لجستيك‌ داشتيم‌. همة‌ آنها دستپاچه‌ شدند، ظرف‌ يك‌ ساعت‌ آمدند گفتند ما جنگ‌ نداريم‌، بگوئيد به‌ ايران‌ كه‌ ما جنگ‌ نداريم‌، مگر ما گفتيم‌ كه‌ جنگ‌ داريم‌؟ ما هم‌ جنگ‌ نداريم‌. ما با هيچ‌ كشوري‌ در عالم‌ جنگ‌ نداريم‌ حتي‌ براي‌ رژيم‌ اشغالگر قدس‌، براي‌ رژيم‌ غاصب‌ اسرائيل‌ ما راه‌ حل‌ مردم‌ سالارانه‌ داريم‌، راه‌ حل‌ جنگي‌ نداريم‌ . خوب‌، يك‌ ماه‌ بود كه‌ آنها رزمايش‌ 600 كيلومتري‌ راه‌ انداختند از مرز اسرائيل‌ تا عمق‌ يونان‌ با صدها هواپيما و امكانات‌ سوختگيري‌ در آسمان‌؛ تا شايد ما بترسيم‌ كه‌ دارند براي‌ ما رزمايش‌ اجرا مي‌كنند. ما اهميت‌ نداديم‌، دائم‌ گفتند. حالا هم‌ كه‌ ما تست‌ تحويل‌گيري‌ موشك‌هايمان‌ به‌ آموزشي‌ را انجام‌ داديم، گفتند اين‌ همان‌ جواب‌ رزمايش‌ اسرائيل‌ بود، ما فهميديم‌. حالا بگوييد به‌ ايراني‌ها ما جنگ‌ نداريم‌. خوب‌، ما از اولش‌ جنگ‌ نداشتيم‌. هم‌ خودتان‌ بريديد، دوختيد، هم‌ مي‌گوئيد اندازه‌ شد. خوب‌، ما چه‌ كار كنيم‌؟

خدا را شكر مي‌كنيم‌ به‌ خاطر نعمت‌ انقلاب‌ اسلامي‌، نعمت‌ رهبري‌ ولايت‌ فقيه‌، نعمت‌ حوزه‌هاي‌ علميه‌، نعمت‌ پيروي‌ از اهل‌ بيت‌، نعمت‌ دسترسي‌ به‌ فرزندان‌ اهل‌ بيت‌ و نعمت‌ وجود مبارك‌ حضرت‌ علي‌ بن‌ موسي‌ الرضا(ع‌) در ايران‌ كه‌ همه‌ آن‌ چه‌ داريم‌ از بركات‌ وجود آنهاست‌.

منابع:
1 ـ تنها لشكر خدا (در دو عالم‌) فاتح‌ و غالب‌ خواهند بود. (مائده‌- 56)
2 ـ كه‌ قدرت‌ توانايي‌ خاص‌ خداست‌. (بقره‌- 165 )
3 ـ هر عزت‌ و اقتداري‌ مخصوص‌ خداست‌. (يونس‌- 65)
4 ـ تنها خدا بر عالم‌ هستي‌ فرمانرواست‌. (ال‌ عمران‌- 154)
5 ـ و فتح‌ و فيروزي‌ نصيب‌ شما نگشت‌ مگر از جانب‌ خداي‌ تواناي‌ دانا. (ال‌ عمران‌-126)
6 ـ اگر شما خدا را ياري‌ كنيد خدا هم‌ شما را (همه‌ جا) ياري‌ كند و (بر حوادث‌) ثابت‌ قدم‌ گرداند. (محمد- 7)
7 ـ و هر كه‌ خدا را ياري‌ كند البته‌ خدا او را ياري‌ خواهد كرد. (حج‌- 40)
8 ـ خدا مؤمنان‌ را از هر شر و مكر دشمن‌ نگاه‌ مي‌دارد. (حج‌ - 38)
9 ـ خدا يار اهل‌ ايمان‌ است‌، آنان‌ را از تاريكي‌هاي‌ جهان‌ بيرون‌ آرد و به‌ عالم‌ روشنايي‌ برد... (بقره‌- 257)
10 ـ آيا خداوند به‌ شما مدد نكرد كه‌ سه‌ هزار فرشته‌ به‌ ياري‌ شما فرستاد؟ (ال‌ عمران‌-124)
11 ـ با خدا مكر كردند، خدا هم‌ در مقابل‌ با آنها مكر كرد و از همه‌ كس‌ خدا بهتر مكر تواند كرد. (ال‌ عمران‌- 54)
12 ـ خدا يا ور بردباران‌ است‌. (بقره‌- 153)
13 ـ اگر خدا ترس‌ و پرهيزكار شويد خدا به‌ شما فرقان‌ (تميز حق‌ از باطل‌) و تشخيص‌ راه‌ سعادت‌ از شقاوت‌ بخشد. (انفال‌ - 29)
14 ـ و هر كس‌ خدا ترس‌ (و پرهيزكار شود) خدا راه‌ بيرون‌ شدن‌ (از گناه‌ و بلا و حوادث‌ سخت‌ عالم‌ را) بر او مي‌گشايد. (طلاق‌- 2)
15 ـ و هميشه‌ سپاه‌ ما (بر دشمن‌) غالب‌اند. (صافات‌- 173)
16 ـ و آنان‌ كه‌ در راه‌ ما بجان‌ و مال‌ جهد و كوشش‌ كردند محققاً آنها را به‌ راه‌ (معرفت‌ و لطف‌) خويش‌ هدايت‌ مي‌كنيم‌ و هميشه‌ خدا يار نكوكارانست‌. (عنكبوت‌- 69)
17 ـ و مجاهدان‌ را بر بازنشستگان‌ با اجر و ثوابي‌ بزرگ‌ برتري‌ داده‌ است‌. (نساء- 95)
18 ـ البته‌ نپنداريد كه‌ شهيدان‌ راه‌ خدا مردند بلكه‌ زنده‌ به‌ حيات‌ ابدي‌ شدند و در نزد خدا متنعم‌ خواهند بود. (ال‌ عمران‌ - 169)
19 ـ چون‌ تو تير افكندي‌ نه‌ تو بلكه‌ خدا افكند. (انفال‌- 17)
20 ـ و (به‌ امت‌) بگو كه‌ (رسول‌) حق‌ آمد و باطل‌ را نابود ساخت‌ كه‌ باطل‌ خود لايق‌ محو و نابودي‌ (ابدي‌) است‌. (اسراء- 81)
21 ـ دست‌ خداست‌ بالاي‌ دست‌ آنها (فتح‌- 10)
22 ـ و خدا خود امر جنگ‌ را از مومنان‌ كفايت‌ فرمود. (احزاب‌- 25)
کد مطلب : 253

زن، تواناترین مربی در جامعه ای مهدوی

ژیلا علی نیا

زن، تواناترین مربی در جامعه ای مهدوی
مسئوليت انسان سازي، بهترين رسالت زن در نظام تربيتي اسلام است، همان نقشي كه معمار انقلاب حضرت امام خميني هم به زيبايي به آن اشاره نموده‌اند كه: همان طور كه ...