| امروز جمعه 21 اسفند 1388 | |

بایدها و نبایدهای زمینه سازی برای ظهور
وظیفه ما در قبال زمینه سازی برای ظهور
از همه ظرفیت ها برای زمینه سازی ظهور بهره نبردیم
ای آنکه بیحضور تو من درد میکشم
ظهور منجی در کلام امام خامنه ای
سرنوشت عالم در دست های منتظران
نوجوان بهتر از کودک، مفهوم انتظار را درک می کند
شاعران مهدوی از انتظار می گویند
شاعر مهدوی باید زمينه ظهور را فراهم آورد
تجلیل از نیمه شعبان، سبب تحول انسان می شود
رویکرد ادبی به مهدویت در نیاز اجتماعی به منجی ریشه دارد
سروده ای از مقام معظم رهبری، آیت الله خامنه ای:
دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو
رضا اسماعیلی، شاعری در انتظار مرد سرخ!
اصلاح ساختار آموزشی؛ نخستین رسالت دولت زمینه ساز ظهور
رد پای انتظار در غزلیات امام (ره)
:: یکی از داستان های برگزیده انتظار نوجوان::
ویژگی های یک نشریه خوب برای کودکان و نوجوانان
مصاف حق و باطل از نهضت حسینی تا انقلاب مهدوی
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
ملیکا و انتظار نوجوان؛ مشکلات درون مرزی و انتظارات برون مرزی
در میزگرد بررسی مجلات انتظار نوجوان و ملیکا عنوان شد:
نشانه های ویژه امام زمان در انتظار نوجوان و ملیکا کم است
پژوهشی درباره بنیان زمینه سازی ظهور
باید کاری کرد...
مهدی اخلاقی
باید بارها شنیده باشید داستان بیچارگانی را که واژه «امید» برایشان پوچ ترین مفهوم را داشته است.
حتما دیده اید آشفته حالی را که معنای استئصال را با جان خود، نیوشا کرده است و آنچنان رفتار می کند و گفتار می راند که گویی دیگر راهکاری برایش نمانده که او را از تحیر و اضطراب برهاند. انگار همه زمان را درنوردیده است و اکنون و این لحظه تحت مقوله ای به نام «انتظار» محکوم شده است.
و بی شک بارها از مقوله اضطراب و انتظار و تمنا، درکی بی واسطه و علمی حضوری داشته اید.
انسان برای فرونشاندن این خواهش های حضوری خود چه اندیشه خواهد کرد؟ بشر برای رسیدن به ساحل آرامش وجود، چه زمینه هایی را برای رهایی از وحشت خودبنیادی فراهم خواهم کرد؟ آیا اصلا چرا باید کاری کرد؟
معنای «انتظار» را در یک حوزه تشکیکی می توان در گونه های متفاوتی ترسیم کرد. اینکه معنای انتظار چیست، چگونه باید منتظر ماند، منتظر کیست و یا اینکه منتظر چیست، هر کدام مجال های متعددی را می طلبند. در این میان وقتی سخن از چگونگی انتظار است، آنچه در وهله اول ذهن را رهزنی می کند، وظیفه ای است منتظر تلاش دارد تا برای رسیدن به مطلوب خود آن را مهیا کند.
اما اگر محور سخن را از ریشه و پایه مورد بررسی قرار دهیم، این سوال به ذهن خواهد رسید که «من به عنوان یک فرد منتظر، در زمینه سازی یک حکومت جهانی چه نقشی می توانم داشته باشم؟ و اصولا در یک برنامه جهانی از پیش تعیین شده، چرا وظیفه زمینه سازی بر عهده من گذارده شده است؟»
به عبارت دیگر، می توان از بنیان زمینه سازی پرسش داشت. یعنی این بار روی سخن ما با چگونگی زمینه سازی نیست، بلکه در این نوشتار قصد داریم تا چرایی این مقوله را به چالش بکشانیم.
هرچند پاسخ به این پرسش حوزه بحث و بررسی گسترده ای را می طلبد، اما در این مجال بسیار کوتاه، تلاش خواهیم کرد تا صرفا کلیاتی از زوایای مختلف این پرسش را به روی خواننده به نمایش بگذاریم:
روایت های فراوانی داریم که صراحت دارند در اینکه اگر درست اقدام شود، ميتوان طول غيبت را كاهش داد. از نظر عقلايي نيز ميتوان گفت: تشكيل حكومت جهاني با آن عظمت و شكوه، به صورت دفعي هر چند محال نيست، اما دليلي عقلي يا نقلي معتبر بر چنين وقوع آن نداريم. و هر چند ممكن است خود ظهور به دليل عدم توقيت، به طور «بغتة» و ناگهاني صورت گيرد، اما قطعاً نميتوان گفت بدون هيچ زمينهاي انجام ميشود.
شهيد مطهري مينويسد: بعضي از علماي شيعه، كه به برخي از دولتهاي شيعي معاصر خود، حسن ظن داشتهاند، احتمال دادهاند كه دولت حقي كه تا قيام مهدي موعود ادامه خواهد يافت، همان سلسله دولتي باشد. (1)
اين سخن بيانگر آن است كه علماي شيعه به حكومت زمينهساز عقيده داشتهاند. و اين يك امر طبيعي است، چراكه وقتي انسان منتظر مهمان عزيزي باشد، سعي ميكند فضا و مكان و مستقبلين را در حد امكان، با مقام فرد منتظَر كاملا متسانخ نمايد. چگونه ممكن است فرد منتظر، در انتظار كسي باشد، كه به دليل اجراي عدالت، پياده كردن احكام الهي و جلوگيري از فحشاء، محكوم دادگاه او و طعمهي شمشير وي باشد؟
آيتالله مكارم شيرازي نيز، در بارهي آمادگيهاي لازم براي حكومت جهاني مينويسد: براي اين كه دنيا چنان حكومتي را پذيرا باشد، چند نوع آمادگي لازم است:
1- آمادگي فكري و فرهنگي، يعني سطح افكار مردم جهان آنچنان بالا رود كه بدانند مثلاً مسألهي «نژاد» يا «مناطق مختلف جغرافيايي» مسألهي قابل توجهي در زندگي بشر نيست، تفاوت رنگها و زبانها و سرزمينها نميتوانند بشر را از هم جدا سازد...
2- آمادي اجتماعي، مردم جهان بايد از ظلم و ستم و نظامات موجود خسته شوند، و تلخي اين زندگي مادي و يك بعدي را احساس كنند، و حتي از اين كه ادامهي اين راه يك بعدي ممكن است در آينده مشكلات كنوني را حل كند، مأيوس گردند.
3- آمادگيهاي تكنولوژي و ارتباطي، بر خلاف آنچه بعضي ميپندارند كه رسيدن به مرحلهي تكامل اجتماعي و رسيدن به جهاني آكنده از صلح و عدالت، حتماً با نابودي تكنولوژي جديد امكان پذير است، وجود اين صنايع پيشرفته نه تنها مزاحم يك حكومت عادلانه جهاني نخواهد بود، بلكه شايد بدون آن وصول به چنين هدفي محال باشد... سپس ميافزايد: معجزه، استثنايي است منطقي در نظام جاري طبيعت، براي اثبات حقانيت يك آيين آسماني، نه براي ادارهي هميشگي نظام جامعه.
4- آمادگيهاي فردي، حكومت جهاني قبل از هر چيز نيازمند به عناصر آماده و با ارزش انساني است تا بتواند بار سنگين چنان اصلاحات وسيعي را به دوش بكشد، و اين در درجهي اول محتاج به بالابردن سطح انديشه و آگاهي و آمادگي روحي و فكري براي پياده كردن آن برنامهي عظيم است... منتظر واقعي براي چنان برنامهي مهمي نميتواند نقش تماشاچي را داشته باشد...(2)
مؤيد اين سخن، ادعيهي عهد است كه در آن گفته ميشود: «اللهم اني اجدد في صبيحة يومي هذا و ما عشت من ايامي عهداً و عقداً و بيعة له في عنقي، لااحول عنها، و لاازول ابداً». (3)
اگر از يك سوي آمادگي شرط حضور و ظهور باشد، و از سوي ديگر، اين آمادگي به دست خود انسان صورت ميگيرد، طبيعي است كه انسان ميتواند در تعجيل ظهور نقش داشته باشد.
در اينجا به آياتي از قرآن كريم كه به نوعي ميتواند بر مسألهي زمينه سازي ظهور مصلح موعود دلالت كند، يادآور ميشويم.
برخی از آیات، آياتي است كه به طور كلي و عمومي بر این امر دلالت ميكند، مثل آيات دعا، از جمله آيه «ادعوني استجب لكم».(4) و آيه « و اذا سألك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان».(5)
وقتي بنا شد، از يك سوي خداوند سبحان، اجابت دعا را تضمين نمايد، و از سوي ديگر پيشوايان دين سفارش به دعاي تعجيل كرده باشند، شكي نيست كه دعا از مهمترين عوامل زمينه ساز، براي ظهور خواهد بود.
چنانكه پيش از اين نيز گفته شد: به ما سفارش شده است كه براي تعجيل در فرج حضرت حجت، زياد دعا كنيم، «و اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج، فان ذلك فرجكم». نكته جالب توجه در اين روايت، اين كه خود دعا را نوعي فرج دانستهاند.
آياتی هم به طور خصوص آياتي بر بعدي از مسأله دلالت دارد، كه برخی از آنها عبارتند از:
1. آيهي تناوش، كه ميفرمايد: «و قالوا آمنا به و اني لهم التناوش من مكان بعيد».(6) اين آيه دسترسي به ايمان (از جمله حضرت مهدي) از مكان دوردست را، ناممكن ميداند.
در مجموع، ميتوان از اين آيه استفاده نمود كه اگر ايمان به مهدي واقعي (از جاي نزديك و قرب ولايي) باشد، ميتواند عاملي براي دسترسي به آن حضرت باشد. اما چنانچه ايماني باشد، ظاهري و (از مكان بعيد، و دور از محبت و ولايت) اثري نخواهد بخشيد.
2- آيه تغيير، كه ميفرمايد: «ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم».(7)
علامه طباطبايي مينويسد: بين نعمت هاي الهي كه به انسان داده شده است، و بين حالات نفساني انسان تلازم برقرار است، اگر انسان بر مبناي فطرت گام برداشت، و ايمان و عمل صالح را كسب نمود، نعمت دنيا و آخرت در پي خواهد داشت، اما اگر خودشان احوال خود را تغيير دهند، خداي سبحان نيز نعمتها را دگرگون ميسازد.
وي سپس ميافزايد: ممكن است از آيه استفادهي عموم نمود و گفت: بين حالات نفساني انسان و بين اوضاع خارجي نيز تلازم وجود دارد، خواه نسبت به امور خير باشد، يا شر، بدين معنا كه اگر جامعهاي بر ايمان و اطاعت و شكر نعمت بودند، نعمتهاي ظاهري و باطني به آنها روي ميآورد، و تا زماني كه حال خود را تغيير ندادهاند باقي است، ولي زماني كه وضع خود را دگرگون ساخته و كفر و فسق را برگزيدند، نعمت از آنان باز پس گرفته ميشود.(8)
حضور حضرت مهدي، و برخورداري از نعمت حكومتش، به عنوان يك نعمت ظاهري و معنوي، در گرو حركت و دگرگوني جامعه انساني عموماً، و جامعهي اسلامي خصوصاً ميباشد. و دست كم شروع حركت اصلاحي در جامعه ميتواند، نويدي بر اسباغ نعمت الهي ظهور و حضور باشد.
3- آيهي ايمان و تقوا، چنانكه مي فرمايد: «ولوان اهلالقريآمنوا واتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض».(9)
اين آيه بيانگر اين است كه اگر افراد جامعه، خود را از رذائل اخلاقي، فكري و عملي پاكسازي نموده، و با ايمان آوردن به مبدأ، معاد، و ديگر امور، تقواي الهي پيشه كنند، همه درهاي رحمت و بركت خداوند به روي آنان گشوده خواهد شد، و شكي نيست كه ظهور حضرت يكي از مصاديق بركت است.
البته اين مستلزم ايمان جمعي و نوعي جامعه است. و اين هرچند در جوامع بزرگ و آلوده به كفر تا حدود زيادي محال مينمايد، اما در جوامع ايماني و براي كساني كه ادعاي محبت و ولايت دارند، كاري ممكن و لازم است.
4- آيه يأس، كه ميفرمايد: «حتي اذا استيأس الرسل و ظنوا انهم قد كذبوا جائهم نصرنا».(10) در روايات نيز به مسألهي يأس اشارت شده است، «ان هذا الامر لايأتيكم الا بعد اياس...»، با اين تفاوت كه مفاد آيه، بيانگر يأس انبياء از گرويدن مردم، به دليل روي آوردن به تكذيب آنان است، و مضمون روايت از نوميدي مردم از سامانپذيري امور حكايت دارد، لكن هر دو سوي قضيه، به يك امر بازگشت ميكند، و آن مهيا شدن نصرت الهي براي مؤمنان، و نابودي دشمنان است. اگر در داستان انبياء غضب و عذاب الهي، در جهت ياري مؤمنان است، ارمغان ظهور مهدي ، پيروزي مؤمنان بر جباران و ستمكاران و عاصيان است.
5- آيه نصر، كه ميفرمايد: «و لما يأيكم مثل الذين خلوا من قبلكم مستهم البأساء و الضراء و زلزلوا حتي يقول الرسول و الذين آمنوا متي نصرالله الا ان نصر الله قريب». (11)
اين آيه ضمن اينكه ميفهماند، بهشت و از جمله بهشت حكومت مهدوي را به راحتي نميدهند، بلكه محفوف به مشكلات و نارساييهاي بروني چون فقر و ناامني، و كمبودهاي دروني چون بيماري و امثال اينها است، بيانگر اين حقيقت است كه دستيابي به رفاه، آسايش، امنيت و پيروزي در گرو خواست عمومي است، تا بدانجا كه پيامبر يك امت نيز ميبايد، در پس يك سلسله حوادث آزار دهنده و به قول قرآن زلزلهاي دهشتزا و اضطراب آفرين، به همراه امتش دست به تضرع و دعا بردارد و از خدا تقاضاي نصرت نمايد.
اين يك استغاثهي عمومي است كه موارد بسيار سخت لازم ميباشد، و همانگونه كه پيش از نيز يادآور شديم، امام صادق پس از نقل انتطار بني اسرائيل از موسي فرمود: «هكذا انتم لو فعلتم لفرج الله عنا، فاما اذ لمتكونوا فان الامر ينتهي الي منتهاه».
به ديگر سخن، اين آيه بيانگر لزوم عطش و نياز واقعي و احساس حقيقي، به حصول نجات و وجود منجي است.
پی نوشت:
1. مطهري، مرتضي، قيام و انقلاب مهدي، ص، 68.
2. مكارم شيرازي، ناصر، حكومت جهاني مهدي ، ص 80 تا 100.
3. بحارالانوار، ج53، ص96.
4. غافر/60.
5. بقره/186.
6. سبأ/52.
7. رعد/11.
8. طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان، ج 11، ص213-314.
9. اعراف/96.
10. يوسف/110.
11. بقره/214.
بایدها و نبایدهای نظام رسانه ای مهدوی | |
بایدها و نبایدهای زمینه سازی برای ظهور | |
وظیفه ما در قبال زمینه سازی برای ظهور | |
از همه ظرفیت ها برای زمینه سازی ظهور بهره نبردیم |
نقل و نشر مطالب فقط با ذکر نام نشريه الکترونيک ساعت صفر مجاز است. | خبر | مقاله | شعر | داستان | عکس | گفت و گو | يادداشت | گزارش | چندرسانه ای | |