رویکرد ادبی به مهدویت در نیاز اجتماعی به منجی ریشه دارد
محمدرسول پارسا
غلامرضا کافی، به عنوان یک شاعر، نام آشنایی است. شاعر شیرین زبان شیرازی، این بار آن سوی میز نشسته است تا از رویکرد ادبی به مهدویت و دلیل گسترش آن بگوید، رویکردی که امروزه به نسبت فراگیر شده است.
غلام رضا کافی، استاد ادبیات فارسی دانشگاه، شاعر و نویسندهای است که تاکنون کتابهای زیر از وی منتشر شدهاند: گزیده ادبیات معاصر (1381)، دستی بر آتش (شناخت شعر جنگ/ 1381)، در تابستان زخم (1383)، سمفونی سیمهای خاردار (1384)، تا داغستان عشق (1387)، خداوندگار بلخ (1387)، همین زنجیره تا صبح (1387) و شرح منظومه ظهر (1387).
گفتنی است کتاب اخیر، برنده جایزه کتاب سال ولایت شد. در گفتوگوی زیر درباره ضرورت رویکرد ادبی به مهدویت سخن گفتهایم.
س: دلیل گسترش جشنوارههای فرهنگی و ادبی در زمینه ادبیات آیینی و مهدوی چیست؟
ج: پیدایش رویکرد ادبی به مهدویت و چشمگیر شدن جشنوارههای مهدوی را باید در نیاز اجتماعی و پاسخگویی هنرمندان به آن جست وجو کرد. ریشه نیاز اجتماعی را هم باید در لایههای اجتماعی دنبال کرد که رویکرد کنونی جامعه در نیاز به منجی تجلی کرده است.
البته در حوزههای دیگر به جز مهدویت هم جشنوارههای گوناگونی برگزار میشود که آنها هم در نیاز اجتماعی به آن مضمونها ریشه دارند.
س: برای جلوگیری از تکراری و کلیشهای شدن جشنوارههای آیینی و مهدوی چه باید کرد؟
ج: یکی از کارهای مهم در این زمینه، تعیین زاویه در این جشنوارههاست. من مثالی در این زمینه میزنم تا منظورم را بهتر بیان کرده باشم.
خود ما در شیراز، شب شعر عاشورایی را در طول دو دهه گذشته برگزار کردهایم که اکنون به بیست و چهارمین دوره خود رسیده است.
شعر عاشورایی عام است، ولی با ایجاد گرایشها و زاویههای گوناگون و توان ایجاد میشود و با دست بازتری میتوان در این زمینه کار کرد. ما چنین کردیم و جواب هم داده است.
س: آیا تنها فلسفه ایجاد زاویه در جشنوارههای آیینی، جلوگیری از تکرار مضمون است؟
ج: نه تنها جلوگیری از تکرار مضمون نیست، بلکه به جلوه درآوردن بازتابهای متنوع یک موضوع است. اصلا باید پرسید آیا تکرار است یا این که تذکر هم در آن نهفته است؟
به نظرم، گاهی فقط تکرار نیست، بلکه تذکر است که آنها هم پاسخگویی به نیاز اجتماعی مخاطب است. برای نمونه، عاشورا، جریانی است که هم اجتماع را در بر میگیرد و هم جامعه در آن شرکت دارند.
در جریان عاشورا، مخاطب عام، مداح و شاعر وارد میشوند و فراوانی نیاز چشمگیر است. در این میان همراه شدن شعر با زبان روز و ادبیات حرفهای، سبب تنوع در شعر آیینی و مهدوی میشود.
س: یعنی به نظر شما، تکرار به این صورت را نفی نمیکنید؟
ج: در نیاز اجتماعی به منجی و مهدویت هم باید تکرار را همان تذکر و نیاز اجتماعی به این موضوع بدانیم.
اگر تکراری در کار دیدید، از نظر موضوع است. اگر دقت در آفرینشها هم به صورت تخصصی باشد، دیگر حالت تکرار نخواهد داشت. البته میپذیرم در رفتارهایی که در این زمینه وجود دارد و در مصداقهایی از هنر و ادب که آفریده میشود، مقدار قابل توجهی ضعف و فرو گذاشتن جنبههای ادبی به چشم میخورد.
س: اصولا نتیجهای هم برای این وضعیت میتوان تصور کرد؟
ج: این فراوانی که گاهی تکراری هم مینماید، آن قدر ثمر دارد و ارجمندی دارد که میارزد در این فراوانی خطر کنیم و بگذاریم حاصل کار را ببینیم و آن وقت قانع میشویم که فراوانی و تکرار در کنار هم باشند.
س: اگر از نگاه دیگری به این جریان بنگریم، امکان آفرینش ناب هنری در موضوع ادبیات دینی و مهدوی مطرح میشود. نظر شما در این باره چیست؟
ج: شاید ما گاهی با اصل موضوع مشکل داشته باشیم که برخی دارند. در این حالت، مسئله التزام و الزام در هنر مطرح میشود. به نظر من، توجه خاص و گشودن زاویه خاص در این موضوع ضرورت دارد.
در موضوع ادبیات دینی و مهدوی امکان آفرینش هنری وجود دارد. اصولا هنر در تنگنا اتفاق میافتد. هنر بهره عجز و ستایش است. هنر در تنگنا پدید میآید و ستایش برانگیز است.
البته همه آثاری که آفریده میشود، کار هنری نیست و ممکن است جوهر هنری کامل را نداشته باشد.
س: از ویژگیهای مثبت جشنوارههای دینی و مهدوی بفرمایید.
ج: برگزاری جشنوارههای دینی و مهدوی به هنرمندان انگیزش میدهد. به هنرمندان تذکر میدهد.
بابی از معرفت را به روی هنرمندان میگشایند. سطح آگاهی هنرمندان را بالا میبرند. گاهی کار کردن در زاویه دید مهدویت، هنرمندان را از موضوعهای پراکنده دیگر باز میدارد و به معرفت در این موضوع خاص راهنمایی میکند.
چنین جشنوارههایی سبب میشود شاعران و هنرمندان برای این که اثر فخیمی در این زمینه تولید کنند که بر پایه آگاهی هم باشد، تلاش میکنند مطالعه خود را در این زمینه بالا ببرند.
در این صورت، میتوان گفت برپایی جشنوارههای دینی و مهدوی به ایجاد بستر مضمونی مناسب و تازه، غنامندی دایره واژگانی و بهرهگیری از تجربه پیشینیان یاری میرسانند و بر جریان ادبی اثر میگذارند.
س: و آسیبهای چنین جشنوارههایی چیست؟
شاید فراوانی، مقداری دلزدگی بیاورد. اگر جشنوارههای دینی و مهدوی فراوان برگزار شوند و با توجه به این که سابقهای هم پدید میآورند، کار درست و پیراستهای صورت نگیرد، سبب میشود آن سابقه خوب را هم خراب کنند.
س: چرا ذهنیت جامعه ادبی و فرهیختگان و نخبگان برای کار در این زمینه و نقد و تحلیل در این قلمرو منفی است؟
ج: گاهی اوقات، رضایت طبع استفاده کنندگان از آثار ملول، راحت الحلقوم سبب پدید آمدن چنین حکم و نگاهی در میان جامعه ادبی شده است و ادبیات دینی را به این شکل متهم کردهاند.
در این میان، جشنوارهزدگی سبب تقویت و گسترش این ذهنیت شده است. حتی وجود وابستگیهای اقلیمی، طایفهای و گروهی در چنین جشنوارههایی سبب میشود این کاستیها را به کل جریان ادبیات آیینی ربط دهند و در نهایت، به ملول بودن ادبیات دینی حکم کنند.
من در این زمینه میخواهم مثالی بزنم. به نظر من، میان ادبیات عاشورایی و ادبیات دینی رابطه عموم و خصوص مطلق برقرار است؛ یعنی اگر ادبیات عاشورایی را ادبیات دینی بدانیم، اشتباه نکردهایم. این مطلب را در کتاب «شرح منظومه ظهر» هم آوردهایم.
فکر میکنم بهترین دوره ادبیات دینی و عاشورایی، دوره قاجاریه است، از نظر فراوانی، شکوه و محتوا یا به عبارت دیگر، از نظر محتوا، کلیت، و ذهنیت.
این در حالی است که همه جا بهترین دوره ادبیات دینی و عاشورایی را دوره صفوی میدانند. در همین زمینه، بزرگترین شاعر عاشورایی را محتشم کاشانی میشمارند. در حالی که باید بگوییم وی تنها دو شعر درباره عاشورا دارد و همه آثارش در زمینه ادبیات دینی به بیش از ده اثر نمیرسد.
جالب است بدانید یغمای جندقی را که در نگاه اول بیشتر اهل ادب، مذهبی خوانده نمیشود، میتوان مذهبیترین و عاشوراییترین شاعر دوره قاجاریه دانست.
بیشتر آثار یغما درباره عاشوراست. او نخستین کسی است که برخی نوآوریها را در شعر دینی پدید آورده است. وی اولین کسی است که شعر نوحه را ابداع کرده است.
هم چنین یغما اولین کسی است که قالبهایی مانند مسمط، مستزاد و بحر طویل را در شعر دینی و عاشورایی به کار برده است. هم چنین وی اولین کسی است که در شعرهای مذهبیاش به موسیقی شعری بسیار توجه دارد.
س: پس با این وصف، راهکار شما برای تحرک بخشیدن واقعی به جریان شعر دینی و مهدوی چیست؟
ج: راهکار اصلی، پژوهش است. باید حمایت دولتی از صرف برگزاری جشنوارههای فراوان و متعدد به پژوهش در عرصه شعر دینی و مهدوی معطوف شود. با پژوهش میتوان سره از ناسره را پالود و از تهمتهای ناروایی که به ادبیات دینی میزنند، دفاع کرد.
البته با پژوهش میتوان ضعفها را هم نمایاند تا توجه اهالی ادب و جوانان به پژوهشها جلب شود. اصولا باید تلاش خود را از تولید کمّی به سوی کار پژوهشی، تحلیلی و آماری هدایت کنیم تا مشخص شود در این عرصه چه کارهایم.
در «هفته پژوهش» که همه ساله برگزار میشود، بهتر است کار آماری و تحلیلی جا بیافتد تا جشنوارههای آیینی و مهدوی پربارتر شود. همایشهای پژوهشی در حوزه ادبیات انقلاب و ادبیات آیینی یا نداشتیم یا اگر انجام شده است، کم بوده است.