نشانه های ویژه امام زمان در انتظار نوجوان و ملیکا کم است
بررسی نشریات حوزه مهدویت، موضوعی است که برای مدتی در نشریه ساعت صفر محور مطالب پرونده های ویژه قرار خواهد گرفت. به راستی چه کسی بر این نشریات نظارت می کند؟ چه محتوایی در این نشریات تولید می شود و چه کسانی دست اندرکاران آن هستند؟ ساعت صفر با بررسی این سوالات، می کوشد تا نگاهی هر چند کوتاه خوانندگان و دست اندرکاران این نشریات را به تعمق وا دارد. در نخستین نشست بررسی نشریات نیز به همین علت به سراغ بررسی نشریات منتشره در کنار خودمان رفته ایم: ملیکا، انتظار نوجوان و ماهک.
بررسی نشریات انتظار نوجوان و ملیکا، که به عنوان نخستین نشریات مهدوی ویژه نوجوانان و کودکان منتشر می شوند، کار آسانی نیست، باید کسی پیدا شود که هم کار کودک و نوجوان کرده باشد، هم صاحب نظر باشد و تجربه زیادی داشته باشد و هم خود جزو کادر این نشریات نباشد. در عین حال داشتن تسلط به مباحث مذهبی نیز خصوصیت دیگر این فرد است. همه این اوصاف در حجت الاسلام و المسلمین حسن زاده جمع شده است، بنیانگذار مجله سلام بچه ها در دفتر تبلیغات اسلامی که هم اکنون مسوول انتشار چند مجله ویژه کودک و نوجوان با رویکرد مذهبی است، شخص مناسبی است تا با تسلط بر جوانب مختلف بحث، بتواند نقد منصفانه ای را بیان کند. البته در یک نشست نمی توان به همه ابعاد مجلات ویژه مهدویت پرداخت، اما می توان حداقل به اندازه رفع تشنگی اقدام کرد.
نشست آسیبشناسی مجلههای ماهک، ملیکا و انتظار نوجوان در تاریخ 6/8/1388 در خبرگزاری آینده روشن و ساعت صفر با حضور آقای عبدالله حسنزاده، مدیرمسؤول و سردبیر مجله سلام بچهها، پوپک و سنجاقک؛ آقای مسلم ناصری، مسؤول بخش داستان و سردبیر مجله ملیکا و ماهک و جناب آقای حبیب مقیمی، مسؤول بخش هنری و مدیر داخلی مجله انتظار نوجوان برگزار شد. به این امید که در نشست های بعدی نیز میزبان دیگر کارشناسان این عرصه باشیم.
مؤسسه آینده روشن مجله انتظار نوجوان و ملیکا و پس از آن، ماهک را در سه رده سنی نوجوان، کودک و خردسال منتشر میکند. با توجه به فلسفه این مجلهها که بیان یکی از مفاهیم دینی در جامعه است، ارزیابی شما از میزان موفقیت این مجلات، تکتک یا به صورت یک مجموعه که در مؤسسه آینده روشن منتشر میشوند، چیست؟
حجت الاسلام و المسلمین حسنزاده: برای بنده جای بسی خوشحالی است که پس از بیست سال تلاش در زمینه ادبیات و کودک در قم، این حرکت عقیم نماند و در کنار سلام بچهها، پوپک و سنجاقک، دوستان دیگری همت کردند و نشریههای انتظار نوجوان، ملیکا و ماهک را تهیه میکنند. تقریبا نشریات کودک و نوجوانی که در قم منتشر میشوند، به راحتی، با نشریات کودک و نوجوانی که در مرکز کشور تهیه میشوند، برابری میکنند. دوستانی که در اینجا برای بچهها مینویسند، نه تنها از دیگر دوستان در دیگر نشریات، کم ندارند، بلکه برخی، بیش از آنها هم توانمند هستند.
درباره سه نشریه (انتظار نوجوان، ملیکا و ماهک) که به مؤسسه آینده روشن مربوط است، باید گفت همین که دوستان در تلاش هستند این نشریهها به موقع چاپ شوند و مطالبی را که مورد نیاز بچهها هست، تهیه میکنند، جای تشکر دارد.
سردبیر دو مجله ملیکا و ماهک از دوستان نزدیک بنده است و بنده از نزدیک، شاهد تلاش ایشان در این دو نشریه هستم و این دو نشریه واقعاً به همت نویسنده توانمند؛ جناب آقای مسلم ناصری، حرکت تازهای را در سطح مطبوعات کشور ایجاد کرده است.
نشریههایی که الان برای کودکان و نوجوانان تهیه میشوند، باید طبق فرمی که قبل از شروع کار از اداره ارشاد میگیرند و پر میکنند، روش کار خود را مشخص کنند. این سه نشریه، ویژه امام زمان(عج) هستند و برای کودکان و نوجوانان در زمینه مهدویت، نشریه دیگری نداریم.
آنهایی که اهل مطبوعات هستند و کار مطبوعاتی انجام دادهاند، میدانند که اگر عنوان خاصی روی پیشانی مجله زده شود، محدودیتهایی میآفریند. خیلی از مطالب و موضوعات زیرمجموعهای که در نشریات دیگر وجود دارند، خودبهخود در نشریاتی که خاص و ویژه معصومی بیرون میآیند،دچار محدودیتها میشوند. البته از یک جهت هم نکته بسیار مثبتی دارند که مخاطبان میتوانند نیازهای خود را در آن زمینه، از طریق این نشریات خاص برآورده کنند. نشریات خاص باید پاسخگوی نیاز مخاطب در آن زمینه باشند.
اکنون باید ببینیم با عنوان خاص امام زمان(عج) که روی این مجلهها گذاشته شده است؛ چقدر اینها توانستهاند پاسخگوی نیازهای مخاطب باشند.
محتوای این سه مجله قابل قدردانی است. مسأله عنوان ویژه، مشکلساز است. عنوان یک مجله، فقه اسلامی باشد.
مخاطب انتظار دارد در این مجله غیر از فقه مربوط به شیعه، فقه اهل تسنن را هم ببیند؛ چون فقه آنها نیز جزو اسلامی است و وقتی فقه شیعی آمد، میفهمیم فقط به فقه شیعی اختصاص دارد. آیا مطالب منتشر شده در این مجلهها در راستای عنوانشان هست که بتواند به نیاز مخاطب خود پاسخ دهند یا نه، بخشی از مجله و نشریه یا بعضی از مطالب درباره حضرت هست و بقیه مطالب با دیگر نشریات مشترک است. فرض کنید شما وقتی مجله ویژه حضرت علی(عج) چاپ کردید، خودبهخود نگاه مخاطب این است که بخش عمدهای از این نشریه مربوط به حضرت علی(ع) باشد. مثلا نشریهای هشتاد یا صد صفحهای چاپ میشود، مخاطب میداند و پذیرفته است که صد صفحه نباید با آن عنوان باشد، ولی حداکثر مطالب باید با عنوان مجله هماهنگ باشد.
قبل از این جلسه، یکی از نشریات بزرگسال با موضوع حضرت ولی عصر(عج) را مطالعه میکردم و دیدم همه صفحات و عنوانهایی که دارد، مربوط به حضرت(عج) است. روی صفحه نوشته است: ویژه امام زمان. از ابتدای مجله هم که ورق زدم، غیر از یک یا دو صفحه، مطالب مربوط به حضرت و یاران ایشان، مصاحبهها، اخبار، دولت مربوط به زمان حضرت، جامعه منتظر و ... است. عنوانها و مطالب همه با عنوان روی جلد مطابق هستند. اگر قرار باشد ما برای گروه سنی پایینتر کار کنیم، این مجلات را ورق میزنیم، نشانهها (عنوانها و تیترهایی) که هست، برخی از آنها حکایت از این دارند که نشریه ما مربوط به حضرت است یا همه آنها. اگر برخی از آنها این طور باشند که باید گفت مجلات دیگر هم این کار را انجام میدهند و کار تازهای نیست.
قالبهایی که برای بیان کار داریم، داستان، شعر، نظم، قطعه ادبی یا سرگرمی و جدول هستند. برای این که نشریهای را ویژه یک معصوم قرار دهیم، باید از تمام راهکارها استفاده کنیم، نه از آنهایی که مهم هستند و بچهها بیشتر به آن قالبها گرایش دارند. ما با جدول و کاردستی هم میتوانیم همان کار را انجام دهیم. شاید بگویید با این کار همه مجله مربوط به حضرت میشود. این اشکال نیست. صحبت بر سر این است که وقتی عنوان را ویژه امام زمان(عج) قرار دادید یا مجله وابسته به جایی است که ویژه حضرت(عج) است، خودبهخود باید به این سمتوسو برود. البته اینکه چطور این کار انجام بگیرد تا برای بچهها حلاوت و شیرینی بیشتری داشته باشد، به نویسندگان و سردبیران محترم این سه مجله بستگی دارد.
ـ این مشکل در هر سه نشریه دیده شده است که در کاربردی کردن این سخنان شما دچار ضعف هستند؛ یعنی میخواهند ویژه باشند و در عین حال از تمام ترفندها و ابزاری که برای بیان مطلب در دست دارند، استفاده کنند، ولی هنگام بیان آن، به مستقیمگویی روی میآورند. اگر بخواهیم نود درصد را هم به کل این موضوع اختصاص دهیم، دستکم میتوان گفت در شصت درصد از این نود درصد، مستقیمگویی میکنند. آیا این کارشان به خاص بودنشان ضربه نمیزند؟ شاید خاص بودن را توجیه کند، ولی سبب می شود در ارتباط برقرار کردن و تعامل با مخاطب بلنگد؟
حجت الاسلام و المسلمین حسنزاده: این طور نیست که هر چیزی را به صورت مستقیم بیاوریم، بد باشد. یک موقع دعایی درباره صحیفه سجادیه است که نویسنده توانمندی خیلی راحت آن را ترجمه میکند به طوری که مخاطب سن پایین هم میتواند آن را درک کند. اتفاقاً این که کسی دعاهایی را از حضرت سجاد(ع) ترجمه کند و آن را در مجله بیاورد، هنر است. مستقیمگویی و نوشتن همیشه بد نیست. با این حال، یک نفر دیگر همان فراز از صحیفه سجادیه را در قالب یک داستان بیان میکند. در هر دو حالت، یک چیز بیان شده است. در مثال اول، هنر ترجمه روان برای بچهها بود و در مثال دوم همان مضمون را در قالب داستان گفته که این کار نیز پسندیده است. منظور اینکه هر دو شکل در جای خود، پسندیده و خوب است. اشکال در اینجاست که مطالبی را که ظرفیت دارند و میتوانیم غیرمستقیم ـ یعنی در قالبهای دیگر، غیر از قالب ترجمه تحتاللفظی کردن کار که حالت مستقیم دارد ـ بیان کنیم، در قالبهای دیگر ببریم. یا راه و روش کار را ندانیم و نتوانیم از عناصر داستان درست استفاده کنیم. نتیجه این میشود که در مجله و داستان، به حالت درس اخلاق، شعار میدهیم. اینها ضعف کار هستند و سردبیران نشریات و دبیران سرویس داستان میتوانند با گوشزد کردن به نویسندگان آن را برطرف کنند یا مطلب را عوض کنند. به طور کلی، مشکل غیر قابل حلی نیست.
مسأله این است که وقتی شما این نشریه را که شصت و هشت صفحه یا کمتر یا بیشتر است، با آن عنوان روی جلد که ویژه امام زمان(عج) است، منتشر میکنید، انتظار مخاطب این هست که اکثر مطالب آن نشریه، به این تیتر مربوط باشد. آن وقت این که نیازهایی که مخاطب دارد، آیا با داستان پاسخ داده خواهد شد یا شعر یا سرگرمی، بحث بعدی است. همه اینها را هم که کنار هم بگذارید، باز هم بخشی از نیازهای مخاطب در این قالبها نمیگنجد.
الان برای کودک و نوجوان، فلسفه میگویند. این فلسفه برای کودک و نوجوان، فلسفه اصطلاحیِ کلاسیکِ دانشگاهی نیست، بلکه روش درست تصمیم گرفتن، درست اندیشیدن، درست پرسش کردن و درست جواب دادن را به بچهها یاد میدهد. در این روش، داستانهایی هم چاپ شده است (که خارجی است و در ایران هم چاپ شده است). در این روش، بخشی از نیازهایی را که مخاطب دارد و در آن قالبها نمیرود، بیان میکنند. قالبی هم که در فلسفه برای کودکان انتخاب کردهاند، قالب داستان است، ولی نوع داستانش با شکل داستانهایی که ما مینویسیم، فرق میکند. متأسفانه هنوز در سطح کشور، در نشریات ما ـ چه نشریاتی که بنده آنجا هستم و چه نشریات دوستان ـ کسی به طرف این کار نرفته است. ما هم در تلاشیم که این کار انجام شود. آنچه در این سه نشریه وجود دارد، به جز این قالبها، بخشی از آن قالب، قالب مستقیم نوشتن است. چون اکثر مطالب نشریه باید در آن جهت باشد، شما نمیتوانید این مسأله مستقیمنویسی را که یک قالب است، ترک کنید. این قالب باید باشد و دوستان و سردبیرانی که قلم میزنند، باید به شکل زیبایی کارشان را در این قالب ارایه دهند. ضعفها را همیشه میتوان برطرف کرد. ماهک چون برای گروه سنی خیلی پایینی است، آقای ناصری ریسک بزرگی کردند که این مجله برای بچهها باشد آن هم ویژه امام عصر(عج). شاید بگویید مجله ماهک مختص امام زمان(عج) نیست، ولی چون وابسته به مؤسسه امام زمانی است، این مسأله را عرض کردم. نشانهها در مجله بزرگسالی که در دست بنده است، گویای این هستند که نشریه مربوط به امام عصر(عج) هست، ولی دو نشریه انتظار نوجوان و ملیکا که نگاه میکنم، مطالب بسیار خوب هستند. اگر ضعفی هم وجود دارد، باید دانست همه نشریات کم و بیش ضعف دارند. با این حال وقتی این نشریه را که ویژه است، ورق میزنم، میبینم آن نشانهها کم است. نشانهها باید بیشتر شوند و سردبیران و نویسندگان همت کنند مشکلاتی را که بر سر راه هست، برطرف کنند.
ـ همه قبول دارند عنوان کردن یک موضوع ویژه برای مجلهها، محدود ایجاد میکند. پس از چند سال کار در یک نشریه، با یک موضوع، فکر نمیکنید کار انتظار نوجوان، ملیکا و ماهک به تکرار بگراید؟
آقای ناصری: از ابتدا که مسؤولیت نشریه ملیکا را پذیرفتم، به مؤسسه آینده روشن عرض کردم که رویکرد این مجله را تنها انتظار نمیدانم، بلکه مهدویت و معنویت میدانم و سعی کردم مطالب عمده آن درباره امام زمان(عج) باشد. حتی با کلمه «ویژه امام زمان(عج)» هم روی جلد مجله مخالفت کردم، اما گفتم که رویکرد کلی مجله میتواند در مورد امام زمان(عج) باشد. اگر شما مجله را تورق کنید، حداقل شاید نصف مجله به طور غیر مستقیم، ویژه امام زمان(عج) است. حجت الاسلام حسنزاده مجلهای را که همراه دارند، مثال زدند. میخواهم بگویم چون عناوین به طور بارز درباره امام زمان(ع) هستند، مشخص میشود که مجله امام زمانی است. بنده به عنوان نمونه یک جلد ملیکا آوردهام. در آن، مطلبی با نام بچههای ایران داریم. هیچ چیزی در عنوان آن درباره امام زمان(عج) نمیبینید، ولی وقتی خوانده شود، میبینید نیایشگونهای از پسربچهای درباره امام زمان(عج) است. چون در این گونه نشریات اگر بخواهیم مطلب تأثیرگذار باشد، باید خیلی غیرمستقیم باشد. پس سعی کردم رویکرد کلی مجله و مطالب، غیرمستقیم در مورد امام عصر(عج) باشد. مثلاً در بخش گزارش، با تکتک گزارشگران صحبت میکنم که طیف سوالها مثلاً به این سمتوسو برود؛ چون هر گزارشی را در مجله نمیتوان گنجاند. صفحاتی داریم که مخاطبان مجله (کودک و نوجوان) مطالبی را که درباره امام زمان(عج) دارند، به نام «بهترین هدیه، برای بهترین دوست» میفرستند. حتماً هم یک شعر امام زمانی داریم، اما یک شعر درباره طبیعت هم داریم که بیان زیباییهاست. به نظر بنده، این کار مخالف امام زمان(عج) نیست. داستانی داریم درباره انتظار که هیچ حرفی از امام زمان(عج) نیست، بلکه درباره گسترش خوبیهاست که به نظرم این مطلب هم درباره امام زمان(عج) است. به نظر بنده، مهم این است که از آن کلّ به مصداقها (بنده با این که بگوییم مصداق این مطلب امام زمان(عج) است، مخالفم) برسیم. برای همین هم از ابتدا ـ با وجود جلسات متعدد ـ با این که کل مطالب نشریه درباره امام زمان(عج) باشد، مخالفت کردم. چون اگر مطلبی درباره امام زمان(عج) باشد و ضعیف باشد، خود آن مطلب به مخاطب و محتوایی که برای انتقال مورد نظر است، ضربه میزند. رویکرد این نشریه درباره امام زمان(عج) است و حداقل نصف مطالب درباره امام عصر(عج) هستند.
ـ شاید شما با محدودیتآفرینی که از طریق مدیر مسؤول و مؤسسه تحمیل شده است، مقابله کردهاید، ولی انتظار نوجوان که با عنوان خاصتر وارد میدان شد، تا الان به هم این روند ادامه داده است و رویکرد غیرمستقیم را در آن کمتر میبینیم. با وجود تلاش بسیار هنوز نوعی تکرار در مجله دیده میشود. جناب آقای مقیمی، چگونه شد که پس از دستکم دو سال، کل مطالب، تکرار مطالب گذشته میشوند و اگر اندکی تحول و موضوعات جدید وجود دارد، به قالبهای دیگر سوق پیدا میکنند؛ نه اینکه در همان موضوع و همان ساختار کلی قبلی باشد و نوآفرینی وجود داشته باشد؟
آقای مقیمی: همان طور که آقای ناصری گفت، از زمان شکلگیری نشریه، با درج عنوان «ویژه مهدویت» موافق نبودم. با توجه به رویکرد مؤسسه که مهدویت بود، مجلهای با عنوان انتظار نوجوان که بنا بود درباره مهدویت مطالبی چاپ کند، پدید آمد. این امر انتظاراتی را به وجود میآورد. وقتی فرد وارد عرصه میشود و به مرحله سفارش مطالب میرسد، اتفاقاتی میافتد که ممکن است از همان ابتدا، شما را به این فکر وا دارد که باید مطالب را درصدبندی کنید. به این معنا که شصت درصد باید درباره مهدویت صحبت کرد، ولی چهل درصد مطالب باید آزاد باشد. باید گفت از ابتدا در این کار اشتباه صورت گرفت. وقتی میخواهیم تحول و جریان جدیدی آغاز کنیم، یا باید به سراغ کسانی برویم که در آن رشته، سرآمد هستند و آنها را با این موضوع درگیر کنیم که ما این کار را انجام ندادیم. یا میبایست نیرو تربیت میکردیم که مستلزم صرف هزینه بود و این اتفاق هم در مسایل فرهنگی کمتر میافتد. هیچ کدام را انجام ندادیم. در مجله سلام بچهها و پوپک یک سری از نیروها رشد کردند و همان افراد امروزه مجلات زیادی را در دست دارند. در مورد این مجله با این رویکرد خاص، این اتفاق نیفتاد. ما باید از تجربهای که اتفاق افتاده است، استفاده میکردیم؛ برای این که بعد از پنج سال، نیروهایی داشته باشیم که فقط دغدغه موضوعات با مضامین مهدوی داشته باشند. مشکل اساسی ما تولید مطلب است. مثلا ما بعد از پنج سال، در نیمه شعبان گذشته به آقای کشاورز، شعر مهدوی جهت چاپ در وسط مجله سفارش دادیم. ایشان بعد از یک هفته تماس گرفت و گفت: هر چه فکر میکنم، نمیتوانم شعر بگویم. در اینجا ایشان مقصر نیست. ما به فکر چاپ یک شعر از آقای کشاورز افتادهایم و به ایشان سفارش دادهایم، در صورتی که هنوز تکلیف خودمان با بسیاری از مضامین مهدوی روشن نیست.
این مشکلی است که بخواهید تمام مجله را با نشانههای مهدوی پر کنید و مطالب هم مطالب خوبی باشد. هر چه سطح سنی مجله پایینتر میآید، بیان مطلب، هنرمندی بیشتری میطلبد. این که ما در انتظار نوجوان از مطالب مستقیم استفاده میکنیم، درست است، ولی باید شگردهای خاص نویسندگی در همان مطالب مستقیم هم وجود داشته باشد؛ چون نوجوان هر چیزی را نمیپذیرد. این است که کار سخت میشود. در بخش داستان، شعر یا بخشهای مختلف، دوستانی هستند که الان دبیر بخش مجله هستند و برای خودشان و در رشته خودشان جایگاه خاصی دارند. وقتی پای صحبت دوستان مینشینیم، میگویند در سفارش مطلب و انتقال تفکراتی که در مورد مضامین مهدوی داریم، گیرندگی طرف و آشنایی طرف با موضوع و داشتن پسزمینه برای موضوع که خیلی مهم است، وجود ندارد. به نظر بنده، قبل از اینکه میخواستیم چنین مجلهای تولید کنیم، بایستی زمینهها را در جنبههای مختلف فراهم میکردیم.
ـ آقای ناصری در مورد ملیکا گفت ما با تکتک افرادی که برای مجله مطلبی تولید میکنند، صحبت میکنیم و موضوع را تبیین میکنیم که غیر مستقیم باشد و جنبههای گوناگون هنری را به آنها یادآوری میکنیم. ساختار اداری و تشکیلاتی این نشریه نشان میدهد که نظاممند است و ظاهراً مشکلی هم در تبیین موضوع وجود ندارد و نه به تکرار افتاده و نه به آن شاخصهایی که برای این نشریه است، ضربه خورده است. در انتظار نوجوان به اعتراف آقای مقیمی که از دستاندرکاران آن هستند، ساختار تشکیلاتی از ابتدا درست بنا نهاده نشده است و در ادامه کار هم نتوانستهاند این تعامل را با تولیدکنندگان آثار داشته باشد و بتوانند آن را از ورطه ابتدایی برهانند. با توجه به تقابل و مقایسهای که بین دو نشریه ملیکا و انتظار نوجوان انجام شد، آیا سنگ بنای این دو نشریه از ابتدای کار معیوب بوده است؟
حجت الاسلام و المسلمین حسنزاده: شاید از ابتدا هم مسؤول مؤسسه یا این نشریات نظرشان این بود که وقتی مجله اختصاصی میخواهیم برای این کار و به نام حضرت منتشر کنیم، کار مشکلی است و تا یک زمان خاصی، محدود است. مثل این که شما بخواهید مجلهای فقط برای تاریخ اسلام آن هم معتبر و مربوط به شیعه برای کودک و نوجوان داشته باشید. چون منابع تاریخی ما محدود است، تنها بخشی از آن قابلیت دارد که آن را به شکل داستان، روایت کنیم یا به قالبهای دیگر بیاوریم و به بچهها ارایه بدهیم. پس زمان محدودی تمام میشود. نمیتوان بر تاریخ افزود تا از درون آن مطلبی بیرون آورد.
از همان زمان منظور آقایان این بود که بیشتر جنبههای معنوی کار در نشریه دیده شود و در ضمن، مطالبی هم باشد که به حضرت اشاره کند یا چیزهایی که به شکلی به حضرت مربوط میشوند.مسؤولان مؤسسه باید عنوانی را که روی نشریات گذاشتهاند، بردارند یا انتظاری را که خودشان از آن عنوان دارند، تعدیل کنند. فرمودید دوستانی که مشغول کارند، نقاط ضعفی دارند که مسؤولان مجله باید آن را برطرف کنند. ما در نشریات، مطالب در حد قابل قبول برای مخاطب چاپ میکنیم و این طور نیست داستانی که در نشریهای چاپ شده باشد، عینا همان داستان به صورت کتاب در آمده باشد. برای کتاب، نویسنده و ناشر فرصت دارند، و کتاب بازنویسی میشود. میبینید که عنوان این کتاب چاپ شده همان عنوانی است که در آن نشریه خورده شده و بخشی از پاراگرافها هم عینا همان است، ولی نویسنده در جاهایی از کتاب دست برده و بازنویسی کرده و کتاب بهتر شده است.
در شعر هم همینطور است. بعد از این که شعرشان در نشریه چاپ شده و به صورت کتاب درمیآید، برخی واژهها و بندها تغییر میکنند؛ چون فرصت این کار وجود دارد. در مقابل، نشریات و مجلات این فرصت را ندارند. پس توجه سردبیر مجله به این است که مطلب، غلط نباشد، خوب باشد و ضرر و زیان روحی برای مخاطب نداشته باشد. این مجموعه که جمع شد با یک سری آیتمهای دیگر، وقت چاپ نشریه میرسد. درباره کتاب، اگر نقصی دیده شود، با توجه به اینکه هر ناشری شورایی برای تصویب کتابهای چاپی خود دارد، حداقل میتوان شورای ناظر را زیر سؤال باید برد. حداقل از نویسندهای که اعتبار دارد، انتظار نمیرود مطلب را ناقص تحویل دهد. در یک جا اختلاف سر سلیقههاست، اما یک جا نقص عمده است؛ یعنی چیزی را که همه قبول دارند آن نویسنده اشکالی در کارش وارد بوده است. اگر در مورد این مجلات، چنین موردی باشد، باید برطرف شود و مؤسسه لطف کند و به دوستان اجازه دهد که نشریات با همان رویکرد معنوی جلو برود. جناب آقای ناصری گفت که پنجاه درصد ملیکا رویکرد مذهبی دارد و مابقی به صورت عام هست. مسؤولان مؤسسه باید بدانند همین پنجاه درصد هم کلی کار است. اگر نشریهای با رویکرد معنوی یا مذهبی، بیاید پنجاه درصد ظرفیت را برای این کار بگذارد، کار بزرگی انجام داده است و مسؤولان باید انتظارشان را از هشتاد، نود و صد در صد بردارند. ولو این که عنوان مهدوی است، جامعه این نشریات را پذیرفته است. این پذیرش هم به خاطر این است که مجله، به بخشی از نیازهای مخاطبان پاسخ داده است.
رویکرد نباید عوض شود، ولی انتظار مسؤولان مؤسسه از اینکه حتما این نشریه باید ویژه نوجوان زده شود، تعدیل شود. ویژهنامه تعریفی دارد و من وقتی میبینم نشریه خارج از آن تعریف است، معلوم میشود که ویژهنامه نیست.
دستوری بودن ساختار مجله یا موضوعهایی که بیان میشود، چه از سوی مدیر مسؤول یا شورای سیاستگذاری، سبب میشود کمکم نگاه و دیدی که مسؤولان این مؤسسه دارند، بر مطالب حاکمیت پیدا میکند. اینکه هر چه مدیر مسؤول یا سردبیر میخواهد نویسندگان اجرا کنند و دبیران بخشها به تولیدکنندگان آثار بقبولانند که این کار انجام شود، آسیب بزرگی به نشریهها است. این وضعیت تا چه زمانی میتواند ادامه داشته باشد؟
آقای ناصری: کار سفارشی کیفیت کار ادبی ـ هنری را پایین میآورد. در مجله ملیکا تا آنجایی که راه داشته، فشاری روی شاعر و نویسنده نبوده است که حتما کاری درباره امام زمان تولید کنند. یکی از حُسنهای گروه تحریریه ملیکا این است که گروه منسجمی است و روابط گسترده باعث شده است که خود شاعران برای ما شعر بفرستند و تماس میگیرند و راهنمایی هم میخواهند. مطلبی که اینجا باید در مورد تهیه مطلب بیان کنم، این است که کار خوب دفتر تبلیغات و مجلات سلام بچهها و پوپک این بوده که فضا را فراهم کرد. خودم در همین مجلات و محیط دفتر تبلیغات پرورش پیدا کردم. آنها فضایی را فراهم کردند تا گروهی نویسنده و شاعر تربیت شوند. این فضا هم یک فضای مادی بود و هم فضای معنوی، یعنی هر دو فراهم بود. بنده که خودم علاقه به نوشتن داشتم، احساس کردم که مرکزی هست که پاسخگوی نیازهای بنده باشد. بنابراین، در کلاسها شرکت کردم. با حجت الاسلام حسنزاده ملاقات میکردم و نوشتههایم را به دبیر داستان نشان میدادم و راهنمایی میشدم. شاید اگر این فضا فراهم نبود، اندک بضاعتی که الان دارم، نداشتم. آقای مقیمی گفت که در این مؤسسه نمیتوان مطلب فراهم کرد. احساس بنده این است که باید فضا فراهم شود. فضای مؤسسه فضای بستهای است و بنده با این مبارزه کردهام. در اینجا کار کارشناسی وجود ندارد. گاهی اوقات روی یک کلمه یا یک تصویر کوچک انگشت گذاشته میشود و دیگر هیچ. بنده از همان ابتدا با این رویه مبارزه کردم و از این سدّ گذشتم.
مهمترین نکتهای که با آن میتوان این دغدغه را برطرف کرد، ایجاد فضا و مکانی است که بتوان نیرو تربیت کرد و آن هم تشکیل کلاس است. در مجلاتی مثل سلام بچهها و پوپک، متخصصانی پرورش پیدا کردهاند که اهل فن هستند. شعر گفتن و داستان نوشتن علاوه بر اینکه استعداد میطلبد، باید آن را با ممارست تقویت کرد. اگر کسی دغدغه امام زمانی داشته باشد، به راحتی میتواند در این زمینه داستان بنویسد. با این نشریاتی که پا گرفتهاند، مثل انتظار نوجوان و ملیکا باید فضایی برای مراوده با هنرمندان و کسانی که مستعد هستند، فراهم شود. بنده با مدیر مسؤول ملیکا صحبت کردم و گفتم بنده این مجله را در یک انباری سر هم میکنم و اگر به من فضایی داده نشود که بتوانم در آن، حداقل کتابخانهای با هزار جلد کتاب درباره این موضوع گرد بیاورم یا نویسندهای را دعوت کنم و جلسه بگیرم، نمیتوان کار مجله را بهبود بخشید. شما اول باید فضای بیرونی به مجله اختصاص بدهید تا بتوان کار کرد و نیرو تربیت شود و رویکرد مجله هم تداوم داشته باشد.
ـ در کنار ساختار تشکیلاتی که همه نشریات در آن مشکل دارند، میان شورای نویسندگان و دبیران بخشهای انتظار نوجوان، انسجام کاملی وجود ندارد. وقتی نشریه انتظار نوجوان را ورق میزنیم، بخشها مشخص هستند و هر کدام رویکرد خاص خودشان را دارند و قالبها متفاوت هستند و تفاوتها هم باید مشخص باشند. با این حال، فراز و نشیب زیادی دیده میشود. مثلا در شعر، دنیایی بیان میشود و دنیای خاصتری هست و وقتی به بخش دیگر میرسی، دنیا به کلی متفاوت میشود. آیا به وجود آمدن این وضعیت از چندگونگی نظرها در ساختار شورا یا دستوری بودن ریشه نمیگیرد؟
آقای مقیمی: وجود نظر و طرز فکر گوناگون، بهخودی خود، مشکلی ندارد، ولی وقتی وارد مقوله مجله میشویم، به لحاظ ضرورت یکدست بودن سبک کار اشکال دارد. این موضوعی است که جای بررسی بیشتری دارد. منظور شما از چندگانگی، به موضوع برمیگردد یا بیان مطلب یا تولید؟ شاید نیاز داشته باشد با دبیران بخشها بیشتر صحبت کنیم و اگر انتقاد موردی وجود داشته باشد، شاید آنان پاسخی برای گفتن داشته باشند. ممکن است برداشت ما از یک بار دیدن مجله چنین باشد و این انتقادی خاص است که باید در جلسه خاصی با حضور دبیران بخشها، مطرح شود. با این حال، این موضوع به طور کلی، موضوع آزاردهندهای در مجله است و باید رسیدگی شود.
ـ بیان و تبیین مفاهیم دینی برای کودک به وسیله نشریه چه فلسفهای دارد و آیا سازوکاری که به صورت مجله برای این کار در نظر میگیریم، راهگشا و راهبردی است، چه برسد به اینکه بخواهیم مفهوم خاصتری مانند مهدویت و انتظار را به کودک منتقل کنیم. مسایل جامعهشناختی و روانشناسی درباره رشد و بلوغ هم در این زمینه مطرح میشود. آیا اینگونه پیامرسانی به این دوره سنی با مباحث جامعهشناختی و روانشناسی در تضاد و تناقض نیست؟
حجت الاسلام و المسلمین حسنزاده: بیست سال پیش وقتی سلام بچهها را تازه منتشر کردیم، آقای امیرحسین فردی؛ مسؤول کیهان بچهها را دعوت کردیم که از تجربیات ایشان استفاده کنیم. ایشان با توجه به مطالب سال اول مجله گفت که «مجله شما شهرستانی است». آن موقع بنده که جوان بودم، ناراحت شدم. با خودم گفتم دیگران چه میکنند که ما نمیتوانیم و این سخن سبب شد که بیشتر فکر کنم و دیدم حق با ایشان است. جامعه ادبیات کودک و نوجوان، افرادی را که آن موقع برای ما مینوشتند نمیشناخت و هنوز ابتدای کار بود. هنوز چیزی نبود که بگویند اینها هم جزو اصحاب ادبیات کودک و نوجوان هستند. در قم کلاسهایی برگزار میشد تا دوستان توانمندتر بشوند و مراوداتی هم بین قم و تهران انجام میشد و دوستان هر ماه برای کسب تجربه دو بار به نشریات دیگر در تهران سر میزدند و چنین شد که آرامآرام، خود را بالا کشیدند. امروز اگر میبینید اسامی آنها در نشریهها شناخته شده است، به خاطر تلاش و همت خودشان و راهی بود که طبق وظیفه ما هموار کردیم تا مجله به اینجا رسید.
شاید بگویید نویسنده شهرستانی خیلی بهتر از فلان نویسنده در تهران نوشته باشد. آن نویسنده شهرستانی اگر مثل فلان نویسنده شناخته شده بنویسد، به شما قول میدهم ظرف یک ماه همه متوجه میشوند که چه توانایی دارد و بعد از یک ماه از غربت خارج میشود. وقتی با خودم فکر کردم، دیدم حق با آقای فردی است. من هنوز شهرستانی هستم و جای پایی در ادبیات کودک و نوجوان ندارم. وقتی دیدم حق با ایشان است، دیگر ناراحت نبودم. اکنون برای این سه مجله تعداد فروش، مهم نیست که بگویید چهل یا پنجاه هزار مجله را میفروشیم. امروز ما چهارده و نیم میلیون نفر دانشآموز داریم که قبلاً نوزده و نیم میلیون بود. در مقابل این حجم بالای دانشآموز از دبستان تا راهنمایی و دبیرستان، فروش چهل یا پنجاه هزار یا حتی صد هزار تا اندک است. حتی مجله رشد با فروش سیصد یا چهارصد هزار تا و با اینکه کل مدارس در انحصار آنها قرار دارد، کار خاصی نمیکند. لذا باید سعی شود که توانمندسازی انجام گیرد. خواهش بنده از مسؤولان این مؤسسه آن است که اجازه بدهند فضا باز شود؛ چون شما ضرر نمیکنید. همان طور که امروز بخشی از دوستانی که در سلام بچهها رشد کردند، در خدمت این مؤسسه هستند، اگر این مؤسسه این کار را انجام دهد، فردا نیروهایی پرورش پیدا میکنند که میتوانند در جای دیگر نشریاتی برای بچهها به وجود آورند. مؤسسه نه تنها ضرر نمیکند، بلکه میتواند به خود ببالد از فضایی که ایجاد کرده و توانسته است دست چند نفر مستعد را بگیرد و اینها را به منزل مقصود برساند.
درباره ضرورت، انتشار مجله و مطلب برای کودکان و خردسالان باید گفت بنده اصرار دارم که داستان مذهبی مخصوصا در سنجاقک و پوپک که گروه سنی پایین است (مانند ماهک و ملیکا) باید نوشته شود. اعتراض زیاد بود که بچهها مسایل مذهبی و مطالبی را که درباره معجزه مینویسید، نمیفهمند. بنده گفتم بچهها کارتونهای تلویزیون را که میبینند ـ نمیخواهم اینها را به معجزه تشبیه کنم ـ چیزهایی را میبینند که خارج از منطق عادی است. مثلا یک خرس واقعی را که بال ندارد، میبیند بال دارد و لذت هم میبرد. از آن طرف میشنود یا برایش میخوانند که معصومی روی آب راه رفته است و کودک این را به راحتی میپذیرد. نمیخواهم مقایسه کنم، ولی میخواهم بگویم که این گروه سنی قدرت خیالانگیزی دارد، نه خیالبافی. کودک قدرت خیالانگیزی قوی دارد. یکی از اصول و اساس شعر در خیالانگیزی آن است. خیالبافی یعنی پرت و پلا گفتن. بنده به همکارم گفتم که بچهها اینها را راحتتر از ما میپذیرند به خاطر اینکه من و شما که بزرگسالیم، شدیداً تفکر منطقی داریم و حساب و کتاب میکنیم که این آب مایع است و نمیتوان روی آن ایستاد، ولی بچه آن را با جان و دل میپذیرد. کودک یک سری مفاهیم را خیلی راحت میپذیرد و پذیرش یک سری هم برای کودک سخت است. یک نویسنده توانمند میتواند پذیرش سری دوم را راحت و آسان سازد. آن بخشی که برای کودک قابل هضم است، باید آورده شود. هر آنچه را که در تاریخ وجود دارد، نباید برای بچه آورد، بلکه آن مقداری را که میدانیم بچهها میتوانند درک کنند، باید آورد. بخشی هم است که اصلا در میدان نیاز بچهها نیست، مانند مسایل مربوط به ارث، ازدواج، غزوات که در میدان نیاز بچهها نیست. بچهها وقتی به سن خاصی رسیدند، خودبهخود به این گونه مطالب دسترسی پیدا میکنند.
اگر شما به کتابهای خارجی و کلیسا سری بزنید و ببینید کتابهایی که برای بچهها درمیآورند، ترجمه انجیل نیست، اما آیهها و مضمون آن را ترجمه کردهاند و با زبان کودکانه و در قالب داستان به بچهها میدهند. در اینجا هم دوستانی در تلاش هستند که قرآن را برای بچهها ترجمه کنند. نهایت تلاش ما این است که قرآن به زبان کودک و نوجوان ترجمه شود.
سؤال پیش میآید که این نیاز چیست؟ منظور، نیاز فطری است که از طریق ارایه مفاهیم در قالبهایی که امکانش هست، میتوان برطرف کرد. صحبت این نیست که خدای ناکرده، آن مطلب معارفی و معنوی یا مذهبی قابلیت داستان یا شعر را ندارد. آن مطلب ظرف بزرگتری میخواهد؛ چون ظرف کودک و نوجوان، کوچک و محدود است. این حرف از روی تعمّد نیست. الان مسایل همجنسگرایی و حتی ثبت این گونه ازدواج در کلیسا برای بزرگسالان مطرح شده است، اما در کتابهای کودکان و نوجوانان اثری از آنها نمیبینید که بخواهند این کار را اشاعه بدهند. اگر در تلویزیون یا جاهای دیگر، فیلمها و کارهایی در این جهت (برای کودکان) تهیه شود، جامعه نسبت به این حرکت پرخاش خواهد کرد. الان مسأله کودکآزاری در همه جا مذموم است؛ چه اینجا و چه در غرب. پس پرداختن به چیزهایی که شرع و دین امضا کردهاند، کار درستی است. آنچه دین امضا کند، خلاف فطرت بشری نیست و بشر به همان سمت و سو میرود. اینجا هم اگر تلاش برای آفرینش الگوی مهدویت است، در همین جهت است؛ چون میخواهیم انسانها در گفتار، پندار و اندیشه، بهتر، اخلاقیتر، مؤدبتر و اسلامیتر شوند.
ـ وجود مجله در کنار ابزارهای آموزشی و پرورشی و سرگرمیهای فراوانی که در دوره خردسالی و کودکی وجود دارد (تلویزیون و لوحهای فشرده و مانند آن) و راحتتر هم در اختیارشان قرار میگیرد و میتواند مفاهیم یاد شده را منتقل کند، چه جایگاهی دارد؟ آیا در ملیکا و ماهک با این مشکل روبهرو نشدهاید؟
آقای ناصری: مجلات در کنار لوازم و ابزار دیگر مکمّل هستند. ماهک با بازخوردی که داشته و دیده شده، موفق بوده است. درست است مخاطب ماهک، خردسال است، اما والدین مطالب ماهک را به خردسال القا میکند. این مجله یک وسیله کمکآموزشی است. در کنار اینکه والدین تلویزیون و کامپیوتر را روشن میکند و خردسال میبیند، شعر ماهک را هم وقت خواب برای کودک میخواند و در فرصت دیگر، داستان ماهک را میخواند. چون مطالب با کمک والدین به مخاطب خردسال القا میشود، اشکالی ندارد. البته تأکید بنده این بوده که مطالب ماهک کم باشد و مخاطب خردسال حظ سریع ببرد. در برخی جاها دیدم که مجله را برمیدارند و فقط ورق میزنند و از تصاویر آن لذت میبرد. این در یک محدوده است که خردسال مستقیما از تصاویر لذت میبرد و در مرحله دوم با کمک والدین از محتوای مطالب بهره میبرد. در ملیکا که برای سطح بالاتر است، مجله، مکمّل مطالبی است که از دیگر ابزار مانند تلویزیون میگیرد. مجله برای اوقاتی است که کودک به لحظات خلوت نیاز دارد.
ـ درباره تصویرگری که بخش مهمی در نشریات، به ویژه برای کودک و نوجوان و خردسال است، نظر انتقادی شما به ساختار این نشریات چیست؟ آیا از نظر تصویرگری توانستهاند با مخاطب خود ارتباط برقرار کنند؟
حجت الاسلام و المسلمین حسنزاده: در طول سالیان اخیر، تصویرگران خوبی رشده کردهاند و این حرکت ادامهدار است. آنها همان کسانی هستند که در ماهک، انتظار نوجوان و ملیکا تصویرگری میکنند. افراد شناخته شدهای هستند و ناشران مرکز، خصوصاً کسانی که دنبال کارهای تکنیکی و فنی هستند و در کنار جذابیتهای بصری به کارهای فنی حساس هستند از آنها دعوت به همکاری میکنند. تعدادی از آثار بخشی از این تصویرگران، در مکتوبات ناشران مرکز چاپ شده و مورد قبول آنها است. جامعه تصویرگران کودک و نوجوان پذیرفتهاند که تصویرسازی قم چیزی کم ندارد و گاهی تصویرگران خوبی که در قم بودند، مانند آقای دوستمحمدی الان در تهران یکهتاز هستند. بسیاری از تصویرگران قم به تهران رفتند و در کانون پرورش فکری کودکان و دیگر ناشران کودک و نوجوان تصویرگری انجام میدهند. جامعه تصویرگری ما در قم و تهران، معمولاً از نویسندگان ما از نظر زمان جلوتر هستند و زودتر به موفقیت رسیدند. شاید به خاطر سختی کار یک شاعر و داستاننویس است که وقتی بخواهند پلهها را بالاتر بروند، به زمان بیشتری نیاز دارند.
ـ تا جایی که اطلاع دارم نشریههایی منتشر میشود، روی دکهها نمیرود و شمار آنها خیلی کم هست و بیشتر ارتباطات به صورت پستی است که خود مؤسسه برای مخاطبان خاص خود میفرستد یا در قطارهای رجا و جاهای مخصوص دیگر پخش میشود. به تعبیر دیگر، در این سه نشریه، ساختاری که دیگر نشریات برای جذب مشتری و ارتباط مستقیمتر دارند و فرد برای مجله پول میدهد، وجود ندارد. با این وصف، شما چگونه میتوانید بگویید که مخاطبان شما، مخاطبان واقعی باشند و تعامل آنها با شما چگونه رخ میدهد؟
آقای مقیمی: مشکل پخش، مشکلی اساسی است که همه نشریات با آن درگیر هستند. ساختار مؤسسه آینده روشن به گونهای است که با این مشکل بیشتر درگیر است. چرا که ما تشکیلات منظم و منسجمی برای مجلات نداریم. بخش پخش و اشتراک مؤسسه، مجلات ملیکا و انتظار نوجوان را در کنار مجلات و محصولات و کتابهای دیگر مؤسسه پخش میکند تمرکز برای تبلیغات وجود ندارد. در زمینه معرفی محصولات، پیدا کردن جایگاهی که مجلات را بتوان به دست مخاطب رساند و روند پخشی که امروزه به صورت علم و صنعت درآمده است، به خاطر ساختار تشکیلاتی مؤسسه با مشکل روبهروییم. این مشکل را فقط با گوشزد کردن و پیگیری دنبال کنیم و اقدام کردن برای حل این قضیه از دست ما خارج است. برای همین، گلههایی مانند نرسیدن مجله و نبودن مجله روی دکّه وجود دارد. الان هم ما به دنبال این قضیه و مشخص شدن تشکیلات پخش مخصوص مجلات هستیم تا بعد از پنج سال، جایگاه مجله و مکانی که مجله مخاطب خودش را بشناسد، پیدا کنیم.